بارش
(یادداشتهای اقتصادی محمد هاشم صفار) 
قالب وبلاگ
دومین همایش بهبود محیط کسب و کار در تاریخ 26 و 27 آذر ماه ، با حضور اساتید مطرح اقتصاد ، در اتاق بازرگانی مشهد برگزار می گردد . علاقمندان جهت ثبت نام به سایت اتاق مشهد و یا به این آدرس مراجعه نمایند www.dbmccima.ir

[ دوشنبه 17 آذر1393 ] [ 11:15 ] [ محمدهاشم صفار ] [ ]
[ چهارشنبه 5 آذر1393 ] [ 10:24 ] [ محمدهاشم صفار ] [ ]

آدام اسميت علي رغم حمايت از تئوري تجارت آزاد مي گويد 

 «  انسانيت ايجاب مي كند كه آزادي بازرگاني رفته رفته و به آهستگي استقرار يابد . زيرا در غير اين صورت ، كالاهاي ارزانتر خارجي ممكن است باچنان سرعتي به بازار ملي سرازير شود كه ناگهان هزاران نفر از مردم را از اشتغال معمولي و كسب  روزي محـــروم سازد . »

[ چهارشنبه 14 آبان1393 ] [ 8:11 ] [ محمدهاشم صفار ] [ ]

اقتصاد ایران در حال حاضر با مشکلات و مسائل عدیده ای روبرو است در بسیاری از گزارشات از وضعیت حاضر با اصطلاح  رکود تورمی  نام برده می شود . رکود تورمی به طورخلاصه ، شرایطی است که رشد اقتصادی منفی با تورم بالا همراه شده باشد و یا به عبارت دیگر ما هم با نرخ بیکاری نسبتا بالامواجهه هستیم و هم با تورم  . لذا دراین شرایط اعمال سیاستهای انبساطی و یا انقباظی پولی و مالی نمی تواند به سادگی ما را به اهداف کاهش تورم و بیکاری رهنمون شود.  این وضع ترکیبی بسیار غیر معمول است و در زمانی رخ می دهد که اقتصاد از مشکلات اساسی رنج می برد.

دو نکته در اینجا قابل ذکر است آیا تورم رکودی از ناحیه عرضه و وضعیت بنگاههای تولیدی حادث شده است و یا اینکه شرایط اقتصادی کشور و ساختارهای آن علت رکود تورمی هستند و نکته دوم آنکه آیا شرایط فعلی صرفا معلول اقدامات و به نوعی کم تدبیری سالهای اخیر است و در افق زمانی کوتاه مدت فعلی گرفتار این معضل گردیده ایم و یا انکه با کالبد شکافی ساختار اقتصاد در می یابیم که ریشه مسائال از عمق و افق زمانی بالاتری برخوردار هستند  ؟مسلما تا زمانی که پاسخ درستی فارغ از جریانهای سیاسی ، برای پرسشهای فوق نیابیم ، راه حلها نخواهد توانست گره ای از کار ملت و نابسامانی تولید باز نماید .

بسیاری از تحلیل گران بخشی از مشکلات را به گردن رشد نقدینگی  در سالهای اخیر محول می کنند ، اما آیا این تنها دلیل رکود تورمی و شرایط حاضراست ؟

تعدادی از کارشناسان نیز ریشه رکود تورمی ایران را ، اجرای ضعیف طرحهای اقتصادی از جمله هدفمندی یارانه ها ، سیاستهای به اصطلاح پوپولیستی ، وتشدید تحریم های بین المللی به خصوص عدم دسترسی به درآمدهای حاصل از نفت عنوان می کنند . که نهایتا باعث شده در بخش تقاضا با عدم تحقق درآمدها و دستمزدها وکسری بودجه اقتصاد درگیر شده و در بخش عرضه افزایش قیمت تمام شده محصولات تولیدی را در پی داشته باشد .

بخشی از کارشناسان معتقد هستند که مشکلات طرف عرضه اقتصاد (بخش تولید) است که سبب رکود تورمی شده است . در واقع اینان عنوان می کنند که عرضه کل اقتصاد متناسب با تقاضای کل اقتصاد نیست .  و مازاد عرضه بر تقاضای داخلی وجود دارد . بنابراین اقتصاد ما کالاهایی را تولید می کند که مصرف کنندگان داخلی یا توان پرداخت برای مصرف آنرا ندارند و یا تمایلی برای خرید درخود احساس نمی کنند .

سوالی که در این میان مطرح می گردد این است که آیا کالاهای تولید داخل از قیمت های نامتناسب برخوردار هستند و یا آنکه به لحاظ قیمتهای نسبی و کیفیت در مقایسه با رقبا از رقابت پذیری مناسب برخوردار نمی باشند . خود این عوامل معلول چه مسائلی است ؟

 باید اذهان کرد ، بخشی از ناکارآمدی اقتصاد و تولید داخل به واسطه تحولات مشهود در اقتصاد جهانی و رویکردهای نوین به علم و اقتصاد دانش بنیان است که سبب شده شکاف تولیدی و فنی در کشور ما و کشورهای توسعه یافته افزون تر شده در حالیکه مصرف به دلیل پارامترهای تبلیغاتی و تغییر الگوهای مصرفی در حال همراستا شدن با اقتصاد جهانی و تبعیت از آن است ، الگوهای تولیدداخل وارد فاز جدید نشده اند و یا آنکه توان وارد شدن به عرصه جدیدرا ندارند ،  لذابه تدریج ما در حال تولیدکالاهای منسوخ در جهان قرار خواهیم گرفت ، کالاهایی که برای آنها نه بازار مصرف داخلی وجود دارد و نه جهانی   .این موضوع در شرایطی که اقتصاد داخلی نتوانسته حتی به میزان استهلاک سرمایه های خود به قیمت ثابت ، جایگزین مناسب داشته باشد وضعیت مطلوبی رامنعکس نمی کند .

به نظر می رسد سهم قابل توجهی از رکود تورمی صرفا به طرف عرضه اقتصاد محدود نمی گردد. نمی توان بدون تاثیر پذیری عرضه از تقاضا به محکوم نمودن عرضه بسنده کرد ، شرایط رقابتی کشور طی سالهای اخیر با اعمال نرخهای ارز منکوب شده در کنار پارامترهایی مانند ، نرخ سود بالا ، عوارض ،نبود عدالت مالیاتی،  نابسامانی سیستم اعتباری کشود ، نبود برنامه در زنجیره های تولید ملی و نهایتا ناهنجاری حاکم بر فضا و محیط کسب و کار، فرصت رقابتی را برای تولید کنندگان داخلی باقی نگذاشت تا بتوانند همسنگ رقبای خود در این میدان باشند . رشد واردات کالاهای واسطه ای طی دهه اخیر نمونه مشهود رویکرد تولید کنندگان به شرایط داخلی  و در واقع رویگردانی آنها از تولید بوده است .

بررسی گزارشات اخیر بانک مرکزی نشان می دهد که کشور در بن بست ناکارامدی و تاثیر ناپذیری متغیرهای اقتصاد کلان ، از ابزارهای سیاست گذاری داخلی گرفتار شده است . بدین گونه که نمی توان به راحتی با تغییرات صرف پارامترهای سیاستهای پولی و مالی از جمله نرخ بهره ، سود بانکی ، نرخهای مالیات  و حتی بهبود تدریجی شاخص های سیاسی و کاهش تنشهای بین المللی به کارآمدی و رشد تولید رسید و اقتصاد مقاومتی را پیاده سازی نمود.

این مهم مستلزم عزم ملی و اتخاذ رویکرد فراجناحی مسئولین و متولیان امور در مسائل سیاستگذاری ، تصمیم سازی و تصمیم گیریهای بی طرفانه است .  ترکیب رکود و تورم بالا شرایط بسیار بغرنجی را حاصل نموده ولزوم دقت و تامل در سیاستگذاریها را دوچندان می کند  . مشکلات یک شبه به وجود نیامدهاند که خواستار حل یک شبه آنها باشیم و مسلما اگر بخواهیم تنها به خارج نمودن بخش خود از این گرداب بیندیشیم ، نتیجه ای جز خسران و زیان نابخشودنی برای ملت و خود در بر نخواهیم گرفت.

از الزامات اقتصاد مقاومتی در حوزه سیاستهای پولی و مالی ، حفظ ثبات اقتصاد کلان ، کاهش نرخ تورم ، بیکاری ، انضباط مالی ، رشد تولید، تصحیح الگوهای مصرف ، و نهایتا کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی می باشد . در این زمینه متغیرهایی مانند نرخ ارز، نرخ سود و تسهیلات بانکی ، نرخ مالیات ، عوارض و تعرفه های گمرکی و حتی متغیری مانند قیمت حاملهای انرژی ، تنها ابزارهایی هستند که بایستی تامین کننده منافع و جهت حرکتهای کلان اقتصادی کشورباشند و اگر این متغیرها خود به عنوان هدف سیاستگذاری واقع شوند ، راه به خطا رفته و تصمیمات اتخاذ شده فاقد اجماع و اقناع کافی بوده و مسلما تعالی و توسعه ملی را به همراه نخواهد داشت .

تخصیص اعتبار و یا حتی محدودیت اعتبار اگر درراستای منافع ملی و بر اساس برنامه نباشد می تواند به ناکارآمدی اقتصادی ، سیاسی و گسترش فساد  بینجامد . اما اگر همین ابزار در راستای منافع ملی  و تحت نظر ابزارهای  کنترلی  و تکمیل کننده قرار گیرد  نتیجه می تواند به گونه ای متفاوت باشد . بنابراین اگر از ابزارهای خوب استفاده نامطلوب صورت می گیرد ، نمی بایست ابزارها را سرزنش کرد و آنها را ناکارامد  و ناصواب تلقی نمود .  

رویکرد اقتصاد مقاومتی نشان می دهد که اگر همدلی و همیاری را به کار بسته و رقابت منصفانه را جایگزین رقابت مخرب نماییم ، می توانیم نقاط آسیب پذیر اقتصاد ملی را شناسایی کرده ، از فرصتها سود جسته و تهدیدات راتبدیل به نقاط قوت نماییم .

وضعیت فعلی سیستم بانکی نشان می دهد که علی رغم گزارشات مالی مثبت از سود در سالهای گذشته ،  این سیستم اگر به تجدید نظر در رویکردهای خود نپردازد ، رکود در بخشهای تولید و صنعت و نهایتا اقتصاد ملی عواقب ناگواری برای این بخش در پی خواهد داشت .اولین نمونه های این مسئله در افزایش معوقات سیستم بانکی و دوم در کاهش تمایل سپرده گذارن به افزایش اندوخته های خود در این سیستم حکایت دارد .

اگر چه درماههای اخیر کاهش تحریم ها و تنش های بین المللی توانسته است تا حدودی از التهابات ملی کم نماید و انتظارات تورمی را تعدیل کند اما به تنهایی موثر نبوده است . آنچه در کوتاه مدت می تواند از اهمیت بیشتری برخوردار باشد  اعتماد بیشتر به توانایی دولت و بانک مرکزی برای مدیریت موثرتر بر اقتصاد بر اساس واقعیتهای آن است .

رقابت مخرب بین بانکها در جذب سپرده های ملت ، جز آتش زدن به خرمن ملتهب انتظارات تورمی و افزایش هزینه تامین سرمایه برای سرمایه گذاری ، پیامد دیگری در برنخواهد داشت و سبب حرکت جامعه به سوی فعالیتهای غیر مولد تولیدی گردیده که خود این فعالیتها به تعمیق و تداوم رکود تورمی منجر خواهد شد..

اما چه می توان کرد ؟

بخشی از اقتصاد دانان در حال حاضر عنوان می کنند که هر نوع سیاست اقتصاد کلان که به تحریک تولید بیانجامد بیش و زودتر از آنکه تولید را تحریک کند با تزریق منابع مالی به افزایش تورم منجر خو.اهد شد لذا پیشنهاد می کنند در شرایط فعلی هیچ سیاست خاصی اعمال نگردد تا زمانیکه آثار شوک های منفی در اقتصاد تخلیه شده واقتصاد به مدار تعادلی خود باز گشت نماید.وضعیتی که ما دچار تورم یا رکود باشیم نه هر دو این ها

دسته دوم معتقد است که علت گرفتار شدن اقتصاد در دام رکود تورمی و در واقع تورم توام با بیکاری ، بیانگر یک وضعیت عدم تعادل است که مسلما نمی توان به صرف راهکارهای بلند مدت و امید به دست نامرئی آدام اسمیت به تعادل بیانجامد لذا این گروه خواستار اعمال پاراه ای تغییرات به شکل کارآمد نمودن سیستم تولید و توزیع درآمد و امکانات می باشند . تخصیص منابعی که همراه با کنترل و مبتنی بر اهداف و آرمانهای ملی ، توسعه و رشد تولید باشد.

[ چهارشنبه 14 آبان1393 ] [ 8:8 ] [ محمدهاشم صفار ] [ ]
جزئیات دستمزد سال ۹۳/جدول
شنبه ، 24 اسفند 1392 ، 11:35
 

با تصویب شورای عالی کار، حداقل حقوق کارگران و مشمولان قانون کار و همچنین میزان افزایش مزایای آنها مشخص شد.

به گزارش فارس، جلسه شورای عالی کار صبح دیروز (23 اسفند) به ریاست علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و با حضور وزرای صنعت، معدن و تجارت و امور اقتصادی و دارایی و شرکای اجتماعی برگزار شدو طی آن حداقل دستمزد سال 93 کارگران 25 درصد افزایش یافت.
 
سال گذشته نیز با توجه به تورم 30.5 درصدی سال قبل، دستمزد سال 92،‌25 درصد افزایش یافت و امسال هم با تورم 36 درصدی اعلامی بانک مرکزی در بهمن ماه، دستمزد همانند سال قبل 25 درصد افزایش یافت که یکی از مهمترین دلایل آن، پیش‌بینی روند کاهشی تورم در سال آینده است.
 
*بر اساس مصوبه شورای عالی کار،‌ حداقل دستمزد487 هزار و125 تومانی امسال کارگران با121 هزار و781 تومان افزایش در سال بعد به رقم608 هزار و906 تومان خواهد رسید.
 
*حداقل مزد در سال1393 روزانه 202.970 ریال تعیین شد و سایر سطوح مزدی12 درصد آخرین مزد (ثابت یا مبنا موضوع ماده 36 قانون کار) سال1392 به اضافه روزانه21110 ریال افزایش می یابد.
 
*نرخ پایه سنوات در سال1393 در مورد کارگران دارای قرارداد دائم و موقت مشمول قانون کار که دارای یک سال سابقه کار شده و یا یک سال از دریافت آخرین پایه (سنوات) آنان در همان کارگاه گذشته باشد، اعم از اینکه حق سنوات یا مزایای پایان کار خود را تسویه حساب کرده باشند یا خیر، روزانه5000 ریال ( پنج هزار ریال ) تعیین شد.
 
*مبلغ کمک هزینه حق اولاد پرداختی608 هزار و910 ریال و کمک هزینه مسکن نیز200 هزار ریال برای سال 1393 تعیین شده است که اقلام مصرفی خانوار ماهیانه به میزان 800 هزار ریال از سوی کارفرمایان پرداخت می شود.
 
*میزان حق اولاد پرداختی به ازای یک فرزند608 هزار و910 ریال و کمک هزینه مسکن200 هزار ریال در ماه تعیین شده است.
 

مقایسه جزئیات دستمزد سال 1392 با 1393

جزئیات مزد

سال1392(ریال)

سال1393(ریال)

حداقل مزد ماهیانه

4871250

6089000

حداقل مزد روزانه

162370

2029700

حق مسکن

100000

200000

حق بن نقدی (خواروبار)

500000

800000

حق اولاد - یک فرزند

487120

608910

حق سنوات روزانه

3000

5000

بنابراین، با تصویب حداقل دستمزد در شورای عالی کار، اولین تصمیم مزدی دولت یازدهم رقم خورد و پرونده مزد سال93 کارگران و مشمولان قانون کار در فاصله یک هفته تا آغاز سال 1393 بسته شد.

Share/Save/Bookmark
[ شنبه 24 اسفند1392 ] [ 15:4 ] [ محمدهاشم صفار ] [ ]
در هفته‌ای که گذشت،‌ جلسه شورای عالی کار با موضوع تعیین دستمزد کارگران تشکیل شد در این جلسه وزیر اقتصاد هم به عنوان عضو جدید این شورا حضور داشت.

در این جلسه در مورد کلیات و نحوه تعیین دستمزد بحث و تبادل نظر شد اما تعیین میزان افزایش دستمزد به جلسه بعدی شورای عالی کار در ساعت 8:30 روز جمعه 23 اسفند موکول شد.

مسئول کارگروه مزد مجمع عالی نمایندگان کارگران در این باره گفت: نمایندگان دولت، مهار و کنترل تورم را مطرح کردند، اما ما قطعاً می‌دانیم که با اجرای هدفمندی، با تورم روبه‌رو نمی‌شویم، بلکه جهش قیمت‌ها را خواهیم داشت و در شرایط جهش قیمتی کارفرما قیمت‌ها را بالا می‌برد.

نماینده کارفرمایان در شورای عالی کار با تأکید بر اینکه هنوز دولت برنامه خود را برای افزایش قیمت حامل‌های انرژی در بخش صنعت بیان نکرده است ،گفت: بنابراین صحیح نیست که از الان و بدون دانستن جزئیات، افزایش قیمت‌ حامل های انرژی را موجب افزایش عمومی قیمت‌ها در سال آینده بدانیم

(صفار:)ببخشید نمایندگان دولت اگر شما نمی دانید و یا نمی خواهید بگویید سال اینده چه بلایی قرار است سرمان بیاید پس بر چه مبنایی امی خواهید حقوق کارگران تغیییر نکند
.

[ پنجشنبه 22 اسفند1392 ] [ 12:48 ] [ محمدهاشم صفار ] [ ]

مطالعات و بررسيهاي روند متغيرهاي كلان اقتصادي ايران ، در كنار شرايط بحران مالي جهان ، حاكي از آن است كه اقتصاد كشور وارد مرحله تازه اي از تاريخ اقتصادي خود شده است . از جمله ويژگيهاي اين دوره مي توان به فشارهاي تورمي در داخل و ركود در خارج ، تنزل درآمدهاي ارزي ، افزايش جمعيت فعال كشور ،‌ كاهش رشد سرمايه گذاري و ظرفيت سازي اقتصادي ، تصدي زياد دولت به همراه عدم تعادلهاي بودجه اشاره كرد .

شايد بتوان گفت كه بخشي از مشكلات بوجود آمده ناشي از حق خواهي ما از بي عدالتي هاي جهاني بوده است و ما بايستي در مقابل عزت ملي به قبول اين هزينه ها مي پرداخته ايم . بي شك تعامل ناپايدار و تنش زا با جهان خارج ، به همراه تحريم هاي سازمان ملل باعث تحميل هزينه هاي  چندي بر بخشهاي توليدي و صادراتي كشور گرديده است و در اين بين ، مسلم است كه توليدكنندگان كشور با پافشاري بر حقانيت و حقوق ملت ،‌ در مقابل اين هزينه ها سر تسليم فرود نياورده و همچنان همپاي دولت ، عزم و اراده ملي را تا تحقق اهداف ملي خواستارند .

باري سخن از سر درد آغاز نكرده ايم كه خود واقفيم ، همه در اين درد مشترك هم پيمانيم .

بر دلم گرد ستم هاست خدايا مپسند                         كه مكدر شود آئينه مهر آئينم .

اما حكايت دل با كه باز بگوييم كه ما را به همدردي خويش نپذيرفته اند :

طبيب دل مسيحا دم است و مشفق                            ليك چو درد در تو نبيند ، كرا دوا بكند ؟

صحبت و حديث از توليد و صنعت اين كشور است كه از نبود برنامه ريزي  جامع توسعه رنج مي برد و بواسطه تصميمات مقطعي و كوتاه مدت ، با تلاطم هاي قيمت هاي نفت و تبعات بيماري هلندي روبروست و دمادم منقلب  مي گردد .

بعلاوه ، اشاعه تفكر اقتصاد آزاد به صرف تئوريك ، بدون بررسي دقيق كشورهاي مدعي آن و تطبيق شرايط داخلي كشور با شرايط جهاني ، به همراه نگاه صرف درآمدي دولت به بسياري از ابزارهاي سياستگذاري مانند واردات ، اعتبارات بانكي ، نرخهاي بهره و حقوق گمركي ، سبب گرديده تا توليدكنندگان در اين كارزار جهاني با تمام ناملايمات احساس تنهايي ونااميدي بنمايند و آينده روشني براي رشد و توسعه صنعتي كشور ترسيم ننمايند .

توليد و صنعت همواره از تلاطم هاي قيمت نفت آسيب ديده است چه آن زمان كه قيمت ها رو به رشد هستند و كيسه پر فتوت دولت در امر واردات گشاده است و چه آن زمان كه در عسرت و تنگدستي به دنبال محدود نمودن اعتبارات بانكي توليدي ، تامين كسري بودجه و ماليات بر ارزش افزوده ، آنهم فقط از بخش توليدي كشور مي رود .

اما بحران مالي جهان چه پيامدهايي براي ما آورده است ؟

اول اينكه مشخص نمود اقتصاد سرمايه داري جهان در شكل كنوني نمي تواند آينده روشني را براي ملتها رقم زند . و دوم شايسته و بايسته است تا ارزش افزوده و سود حاصل از آن از يك منبع بالقوه توليدي منبعث شود و نه يك منشاء صوري . در واقع همگان به اين ذهنيت دست يافتند كه ، بحران مالي جهان بدين واسطه است كه ما از عناصري كه قابليت زايش و تكثر ندارند خواسته ايم كه زايش نمايند . در واقع از عناصر غيرتوليدي و موجوديهاي راكد درخواست تكثر كرده ايم و نهايتاً از رنج نابرده طلب گنج نموده ايم . از طلاي چال شده ، طلب زايش كرده ايم و از زمين بذر نپاشيده طلب خرمنهاي  باشكوه نموده ايم . موضوع سوم تغيير ذهنيت جامعه سياستگذار و علمي كشور است كه همگان بر اين موضوع معترف شده اند كه ، درآمدهاي لرزان نفتي ، نمي تواند و نمي بايد تكيه گاه مطلوبي براي توسعه اقتصادي اجتماعي كشور باشد .

براي اقتصادي همانند ايران يگانه راه توسعه اقتصادي و اجتماعي توليد محوري است . اما نكته اينجاست كه توليدگرايي بايد بصورت عام مورد حمايت قرار بگيرد . تعادل ، توازن ، همگامي و هماهنگي بين بخشهاي توليدي و سياستگذار كشور مي تواند با برانگيختن عزم ملي ، وضعيت فعلي را به فرصتي مناسب تبديل نمايد و براي كشور تعالي ، عزت و سربلندي به ارمغان آورد . چنين باد .

[ پنجشنبه 22 اسفند1392 ] [ 11:10 ] [ محمدهاشم صفار ] [ ]

آمار دروغ نمي گويند ، اما دروغ گويان رقم سازي مي كنند . « ژنرال چارلز اچ. گراس ونور »

 اين روزها از گوشه و كنار كشور آمارهاي متنابهي اعلام مي گردد ، رشد مداوم توليد صنعتي ، رشد سرمايه گذاري ، كاهش نرخهاي بيكاري و تورم ، بهبود شاخصهاي اقتصادي اجتماعي حركت پايدار و برنامه ريزي شده توسعه صنعتي ، شكسته شدن تحريم ها

اما اگر كسي دستي بر آتش داشته باشد و نه به عنوان سياستمدار صنعت بلكه به عنوان متولي و يا حتي كارگري از بخش توليد با اين مقوله درگير باشد حس ديگري دارد و آمارها را به گونه اي ديگر مي بيند . واقعيتها به ذهن او حكايتي ديگر دارند كه با آمار اعلامي نه تنها مناسبتي ندارد كه همه در منافات است . بيكاري در شكلهاي مختلف آن در حال گسترش است ، تورم همچنان فزاينده و سوزانده است و وضعيت واحدهاي توليدي و اصولاً مقوله توليد در اين كشور اگر بي سرانجام نباشد بي برنامه است

به لحاظ اجتماعي نيز وضع بغرنج است ، سيستم اقتصادي اجتماعي بورس از كار افتاده است و ارزش و اهميت كار توليدي به عنوان تنها معيار ارزشي جامعه براي حركت و تامين زندگي در هم ريخته ، جامعه به سمت ارزشمندي پول كشانده شده و واژه اصول گرايي مترادف ثروت معنا گرديده است .

و اين همه در حال و زماني صورت مي گيرد كه دولتها در نقاط مختلف جهان براي كمك به واحدهاي توليدي به سياستهاي حمايتي از بنگاههاي داخلي برگشته اند و درصدد برگرداندن جو اعتماد به بازارهاي داخلي ، اعطاء انواع وام هاي بلاعوض ، پايين آوردن شديد نرخهاي بهره حداقلي و نهايتاً حتي خريد بنگاههاي ورشكسته اقدام   مي نمايند .

اما ما در اين ميان چه مي كنيم ؟ درگير آمار و ارقام غير واقعي شده ايم و از موفقيتهاي آماري خود مي گوييم

بارها به اين موضوع پرداخته ايم كه توسعه اقتصادي با اتكاء بر عامل تصادفي بودن در زمينه نهادسازي و سازماندهي كل اقتصاد قابل حصول نيست و اين امر در گرو تدوين و بكارگيري استراتژي جامعه توسعه ا ست ، اما در عمل چه كرده ايم ؟ با اجراي سياستهاي غير اصولي و شتابزده ، علي رغم هشدارهاي متعدد كارشناسان اقتصادي و مديران صنعتي ، به اتلاف هزاران ميليارد ريال نقدينگي كشور در غالب شعار سياستهاي ايجاد اشتغال و طرحهاي زود بازده پرداختيم و بدون هماهنگي هدفهاي برنامه و اصول مشخص ارزيابي طرحها نقدينگي فراوان را در جامعه تزريق كرديم كه نه تنها اشتغالي برايمان به ارمغان نياورد كه در غالب گسترش خدمات نامولد ، افزايش قيمتهاي تصنعي زمين و مستغلات تنور تورم را داغتر نمود و توزيع درآمدها را نابسامانتر كرد .

در اين بين با تشديد هنجارهاي اجتماعي اقتصادي ، ناكارآمدي سياستهاي مهار تورم و گسترش بيشتر فقر و بيكاري . به ناگهان سياستهاي گذشته به يكباره كنار گذاشته شد و همگان از ارتباط رشد نقدينگي با تورم داد سخن آغاز نمودند . موضوعي كه قبل از آن هيچكدام به آن معترف نبودند . از سه قفله كردن اعتبارات بانكي پس از بذل و بخشش گسترده سخن راندند و از منطبق شدن نرخهاي بهره با نرخ تورم .

اما در اين ميان چه برسر واحدهاي صنعتي و توليدي معلوم الحال جامعه آمد ؟

واحدهايي كه تا بيش از اين ، ساليان سال بر مبناي برنامه مشخص ، به دريافت و پرداخت اعتبارات بانكي براي تامين سرمايه در گردش خود مي پرداختند آنان جزء متوليان به اصطلاح طرحهاي زود بازه نبودند تا از خوان نعمت نفت بر خوردار گردند اما چرا بايد تاوان سياستهاي انقباضي دولت بر دوش آنها تحميل گردد ؟ آيا در اين وضعيت بحران جهاني ، شرايط ركوردي بخش صنعت كشور كه اشتغال پايدار موجود ، مرهون آن است ، نمي تواند به بغرنج تر شدن وضعيت اقتصادي اجتماعي جامعه منجر گردد . آيا لازم است تا يكبار از شرايط تورمي جامعه صدمه ببيند و اينك از شرايط ركودي دچار فقر و بيكاري گردد .

در اين بين چه بايد كرد ؟ آيا لازم است در قبال سياستهاي انقباظي سيستم بانكي همه به يك چوب رانده شوند ؟ آيا تداوم اشتغال واحدهاي توليدي موجود ، نبايستي مهم تر از ايجاد اشتغال جديد باشد ؟

[ پنجشنبه 22 اسفند1392 ] [ 11:6 ] [ محمدهاشم صفار ] [ ]
سلام به همگی دوستان

 خوب به نظر می رسدحدود ۱۱ ماه از آخرین مطلبی که در وبلاگ قرار دادم می گذارد . ایام همیشه سریعتر از انچه که انتظارداریم در حل گذر هستند و احساس مااین است که هر روز چیزهای بیشتری را از زندگی یاد می گیریم و درک بهتری از مسائل و حل آنها داریم ،  اما چرا این همه داشته های ما نمی تواند حرکتی در ما و جامعه ایجاد کندآیا مشگلات یچیده تر شده اند یا ما خسته از حل مسائل گردیده ایم .

آیا مسائل و مشگلات را انطور که میبایست تحلیل می کنیم یا آنکه فقط سعی کرده ایم آنها را به زبانهای مختلف بازگو کنیم . به نظر می رسد ما بیشتر از اینکه به معلولها بردازیم همواره علتها را کنترل کرده ایم .

ما متاسفانه راهکار حل مسئله را یاد نداریم.

اجازه بدهید موضوع را با یک مثال بیان کنم . در یک واحد تولیدی وقتی یکی از دستگاهها به واسطه مشگل سبب پریدن فیوز برق می شود جه انجام می دهند . مسلما صرفا فیوز را عوض نمی کنند عوض کردن فیوزها کاری است که ما همیشه با مشگلات و مسائل جامعه انجام می دهیم . اصل موضوع این است که باید کالبد شکافی صورت گیرد چرا فیوز پریده ؟ جواب : ماشین گیرکرده ، سوال : چرا ماشین گیر کرده ؟ ، جواب ماشین درست روغن کاری نشده ، سوال چرا درست روغن کاری نشده ؟ جواب پمپ روغن مشگل داشته .سوال چه مشگلی داشته ، جواب : صافی روغن خراب بوده و براده مسیر خروج روغن را مسدود کرده .

 ببینید دوستان پس ما از طریق سوالهای لایه به لایه به حل واقعی مشگل می رسم ، این سیستم  حل مسئله به روش تولید است که متاسفانه ما در جامعه نتوانسته ایم آنرا نهادینه کنیم . از اینرو است که همچنان مشگلات باقی مانده اند . به نظر می رسد در جامهه ما فقط فیوزها را عوض می کنیم و جامعه فیوزی مسلما نمی تواندتوسعه پایداری را به همراه داشته باشد. بیاییم مشگلات و مسائل جامعه را با روش لایه به لایه جلو ببریم و صرفا به جوابهای حاضر آماده قناعت نکنیم . موفق باشید

[ دوشنبه 25 آذر1392 ] [ 9:19 ] [ محمدهاشم صفار ] [ ]

ذهن ما زندان است

ما در آن زندانی

قفل آن را بشکن

در آن را بگشاي

و برون آي ازین دخمه ظلمانی

نگشايي گل من

خویش را حبس در آن خواهی کرد

همدم جهل در آن خواهی شد

همدم دانش و دانايي محدوده خویش

و در این ویرانی

همچنان تنگ نظر مي ماني

هر کسی در قفس ذهنی خود زندانی است

ذهن بی پنجره دود آلود است

ذهن بی پنجره بی فرجام است

بگشاییم در این تاریکی روزنه اي

بگذاریم زهر دشت نسیمی بوزد

بگذاریم ز هر موج خروشی بدمد

بگذاریم که هر کوه طنینی فکند

بگذاریم ز هر سوي پیامی برسد

بگشايیم کمی پنجره را

بفرستیم که اندیشه هوايي بخورد

و به مهمانی عالم برود

گاه عالم را درخود به ضیافت ببریم

بگذاریم به آبادي عالم قدمی

و بنوشیم ز میخانه هستی قدحی

طعم احساس جهان را بچشیم

و ببخشیم به احساس جهان خاطره اي

ما به افکار جهان درس دهیم

و زافکار جهان مشق کنیم

و به میراث بشر

دین خود را بدهیم

سهم خود را ببریم

خبري خوش باشیم

و خروسی باشیم

که سحر را به جهان مژده دهیم

نور را هدیه کنیم

و بکوشيم جهان

به طراوت و ترنم

تسکین و تسلی برسد

و بروید گل بیداري، دانايي، آبادي

در ذهن زمان

و بروید گل بینايي، صلح، آزادي، عشق

در قلب زمین

ذهن ما باغچه است

گل در آن باید کاشت

و نکاري گل من

علف هرز در آن میروید

زحمت کاشتن یک گل سرخ

کمتر از زحمت برداشتن

هرزگی آن علف است

گل بکاریم بیا

تا مجال علف هرز فراهم نشود

بی گل آرايي ذهن

نازنین ؛

          نازنین ؛

                     نازنین

                      هرگز آدم ، آدم نشود.

 

"مجتبي كاشاني"

[ چهارشنبه 16 اسفند1391 ] [ 10:42 ] [ محمدهاشم صفار ] [ ]

پیراهنت در باد تکان می‌خورَد

این
تنها پرچمی‌ست که دوستش دارم!



گروس عبدالملکیان


[ یکشنبه 29 بهمن1391 ] [ 9:23 ] [ محمدهاشم صفار ] [ ]

يكي از محورهاي اصلي قانون برنامه سوم توسعه ،كاهش  دخالت دولت در تصدي گريها و واگذاري شركتهاي تحت مالكيت و مديريت به بخش خصوصي عنوان گرديده بود . چنانچه در ماده 9 قانون برنامه سوم آمده بود، هدف از خصوصي سازي ارتقاي كارايي و افزايش بهره وري منابع مادي و انساني كشور ، كارآمد كردن دولت در عرصه سياستگذاري و توسعه توانمندي هاي بخش خصوصي و تعاوني می باشد .

 طرفداران خصوصي سازي به عنوان يك سياست اقتصادي بر اين عقيده هستند كه مالكيت و كنترل خصوصي از نظر تخصيص منابع نسبت به مالكيت و كنترل عمومي كاراتر است و شاهد مدعا در اين زمينه مي تواند توسعه و رشد كشورهاي جنوب شرق آسيا قلمداد شود .

اما آنچه در ايران طي سالهاي اخير تحت عنوان خصوصي سازي انجام شده است به نظر مي رسد اگر نگوييم خاص سازي به نوعي عمومي سازي بوده است از آنجا که ما نتوانستیم به دلایل ساختاری بستر لازم را برای مشارکت حداکثری صاحبان سرمایه ، تولید و مردم فراهم نماییم بعضا بنگاههای عمومی رابه صورت دستوری و غیر دستوری ملزم کرده ایم تا ما را به اهدافمان نزدیک نمایند.

بنگاههایی که شاید خودشان نیز چندان شناختی ازمکانیزم پیجیده تولید و صنعت نداشته اند .در این صورت هدف از خصوصي سازي تنها در كسب درآمد براي دولت و جبران بخشي از كسري بودجه نمود يافته است به گونه اي كه فروش شركتهاي دولتي در قوانين بودجه ساليانه به تدريج جزء لاينفك بخشي از درآمدهاي دولت آورده مي شود .

آيا اين اقدامات با اهداف اوليه خصوصي سازي مباينت دارد و آيا روش وضع شده طي سالهای اخير توانسته، تغييراتي در شاخصهاي كارايي و اثربخشي شركتهاي خصوصي سازي شده و در نهایت جایگاه رقابتی صنایع و تولیدکنندگان کشور فراهم نمايد .

آيا توانسته ايم نقاط ضعف موسسات عمومي راكه از آنها به عدم كارايي ، زيان محصولات و خدمات با كيفيت نازل ، وجود روابط به جای ضوابط در مناسبات انساني ، تجاري نام برده می شود جايگزين ، كارآمدي و رقابت پذيري نماييم .

در خصوصي سازي تنها بحث فروش شركتها نبايستي مطرح گردد حتی مسئله این نیست که مديريت را به مالكيت مسلط گردانيم موضوع تنها جنبه فیزیکی و دستوری قضیه نیست .خصوصی سازی ایجاد و گسترش تفکر خصوصی و به واقع مستقل است .

ایجاد فضایی است که در آن افراد بتوانند فارغ از مناسبات سیاسی معمول به تفکر و حرکت بپردازند. خصوصي سازي سياست نيست بلكه ابزاري است براي آنكه مكانيزم بازار در شرايط رقابتي بتواند بهتر عمل كند . خصوصی سازی صرفا به معنای رد مالكيت عمومي و يا حتي دولتي نیست ،خصوصي سازي به معناي مدرنيزه و مستقل كردن حاصل انديشه است و دولت مقتدرو مدیریت مستقل با دولت بزرگ و يا دولتي كه در اقتصاد دخالت بعضا غیر علمی مي كند و به امر بنگاهداري غیر اقتصادی مشکل از آنجا آغاز شده است که لازم بود قبل ازاینکه بحث خصوصی سازی مطرح گردد بسترهای لازم برای مشارکت و اعتماد سازی همراه با اموزش مردم فراهم می گردید مشغول ا ست متفاوت است.

در كره اگرچه مالكيت شركتهاي بزرگ در اختيار دولت بوده است ولي اقتصاد دولتي نبوده است و یا به عبارتی ،اقتصاد و تولید دولت زده نیست اگر چه يك هدايت منسجمي از طرف دولت اقتصاد را متحول كرده است در بیشتر موارد این هدایت علمی ، مدون و برنامه ریزی  ومنطبق بر نیازهای جامعه و شرایط اقتصادی،جهان بوده است.

يكي از مسائلي كه در صنعت ما به ويژه در صنايع دولتي گير دارد ساختار قدرت و اداره اين بنگاههاي صنعتي است . اين ساختار يك مقوله بسيار مهم است كه در آن نهادهايي قرار دارند كه بايد اصلاح شوند .

 نهادهايي همچون مجمع ، هيات مديره ، مدير عامل و بازرسان دربيشتر موارد يك مقوله بي معني و بي خاصيت مي شوند كه مصوباتشان به صورت دست گردان امضا مي شود. هيات مديره ها ، هيات مديره هايي نيستند كه سياستهاي اداره شركتها را مستقل ارزيابي و تنظيم كنند و استراتژي و خط مشي لازم را برای حرکت توسعه مند شركتها تدوين نمايند و در نهايت از مديران اجرايي بازخواست لازم را صورت دهند.

و سرانجام اينكه آنچه سبب رشد و ترقي كشور مي گردد همگامي و همراهي تمامي ارگان دولت وملت است . دولت به عنوان بستر ساز حركت توسعه و ارائه دهنده استراتژي كلان توسعه و ملت به عنوان بازوهاي اجرايي .

و نهايتاً اينكه خصوصي سازي ابزاري است در جهت افزايش رقابت پذيري و كارآمد نمودن منابع و عوامل توليد و اين موضوع به صورت امري اتفاقي امكان پذير نيست بلكه در گروه برنامه ريزي و تدوين و به خصوص اجرايي نمودن سياستهاي واقع بينانه و راهبردي است .

توسعه و رشد اقتصادي اجتماعي ، بدون خواست ، اراده وتعهد و التزام عملي به مبناي اهداف  و استراتزی های مطرح ومدون  شده در سطح مديريت كلان و خرد كشور امكان پذير نيست .

 خصوصي سازي در سطح ملي بايد با اتكاء بر اهداف استراتژيك و هدفهاي بلند مدت كارآمدي و رقابت پذيري صورت پذيرد و اين اهداف مي بايست  توسط خط مشها و نقشه های راه مورد توافق قابل پيگيري ، ارزيابي و کنترل باشد در غير اينصورت يا از حركت باز مي ايستد و يا از مسير اصلي خود منحرف مي شود .

 علاوه بر این آنچه در ارتباط با سرمايه گذاري و خصوصي سازي نه تنها در ايران بلكه در هر كشوري مهم است . ايجاد بستر مناسب براي سرمايه گذاري و نظام انگيزشي مترتب بر آن براي صاحبان سرمايه و تولیداست.

 در اين راستا از ديدگاه كلان اقتصادي اجتماعي لازم است براي اثربخش نمودن اصل 44 قانون اساسي اقدامات زير صورت پذيرد .

1- تدوين و پياده سازي استراتژي جامع توسعه كشور با مشاركت بخش هاي خصوصي مستقل

2- بهبود و نوسازي زير ساختارهاي اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي كشور در انطباق  با حركتهاي توسعه صنعتي و با نگاه به ساختارهاي اجرايي و در تعامل با الگوهاي جهاني

3- ايجاد بستر اقتصادی ،اجتماعي و فرهنگي مناسب که سبب جذب مشارکت حداکثری ملت در برنامه و پروزه های تولیدی گردد و زمینه لازم را برای ایجاد تفکر مستقل مدیریتی فراهم نماید

4- تدوين و اجرايي نمودن سياستها و برنامه هاي بلند مدت و كوتاه مدت در راستاي هدايت و حمايت منطقي و اصولي از بخشهاي توليدي و كارآفريني كشور

[ یکشنبه 21 آبان1391 ] [ 8:29 ] [ محمدهاشم صفار ] [ ]

این روزها با تغییر وتحولات خاصی در کشور مواجهه هستیم نرخ ارز و طلا رو به صعود است و بسیاری از مردم که نگران پس اندازهای خود هستند به طرق مختلف سعی می کنند تا حد امکان ارزش واقعی سپردهای خود را ثابت نگه دارند . 

در این میان  با تغییرات بعضا شدید بازاریکی از راهکارهایی که به ذهن تصمیم گیران در وحله اول رسیده است ،بستن سایتهای اطلاعاتی و اماری از تغییرات قیمت است اما سوالی که درابن مبان مطرح نمی شود این است که در غیاب این سابتها و سازمانها که به نوعی واقعیتهای بازار را منعکس می کردند چه اتفاقی روی داده است

پر واضح است که در این خلع اماری افراد سود جو فرصت را غنیمت دانسته و با ارائه اطلاعات کاذب بیشتر به نگرانی و تشویش در جامعه دست می زنند قیمت طلا و سکه چیزی نیست که نیازمند تحریم وامکان پذیر نیز به راحتی نمیباشد شاید بهتر بود حال که مسئولین سابتهای اطلاعاتی در این زمینه را بسته اند خود مرکزی را برای اعلام امار و اطلاعات واقعی به مردم معرفی نمایند تا از این حیث در نبود اطلاعات دروغگویان به رقم سازی نپرداذند .در این صورت حتی اگر واقعیتها حکایت از کنترل وضعیت جامعه داشته باشد تشویش ونگرانی همچنان پا برجاست و آتش ریر خاکستر است که می تواند مشکلات بس بزرگتری را حادث شود

[ شنبه 22 مهر1391 ] [ 21:15 ] [ محمدهاشم صفار ] [ ]
نمی دانم چه گونه موضوع را شروع کنم  گاهی اوقات ما انتظارت خاصی از کارهایمان داریم ولی وقتی نتایج را مشاهد می کنبیم عکس آن روی می دهد شب امتحان کلی درس خوندیم بعد رد شدیم به راستی در این مواقع چه می کنیم. مشکل از نگرشهایمان بوده است یا عماکردمان انطباقی با نگرشمان نداشته است. امتحان ریاضی داشتیم رفتیم فیزیک آماده کرده ایم !؟

شاید بگویید این در مورد امتحان صدق کند ولی آیا نشده علی رغم اعتقادی که همیشه خواسته ایم به راستگویی داشته باشیم با دروغ گفتن کارمان را پیش برده ایم ولی نکته ای که در اینجا مغفول می ماند چرا حالا که از دروغگویی نتیجه گرفتیم همین دروغگویی را به عنوان سبک اعتقادی خودمان ترویج نمی کنیم چرا به نگارش آن نمی پردازیم و آنرا به عنوان راهکار حل مشکلات به سایرن معرفی نمی کنیم

بیایید با خودمان صادق باشیم اگر امروز بخواهیم به عنوان مثال سبکهای مدیریت را در ایران بنویسیم(توجه کنید آنچه را که در واقع عمل می کنیم نه آنچه را که در کتابهای آنور آب ذکر کرده اند). واقعا فکر می کنید چه کتابی از آب در بیاید . قانون اول مدیریت حرفهای کنده بزن که کسی نفهمه اگر هم کسی فهمید به اون حالی کن هنوز کار داره تا بفهمه  قانون دوم اگر کتابهای اونور آب نوشته فلان کار را انجام بده اینو بدون چون ما فرهنگشو نداریم باید متن بومی بشه شما درست به قول مشهدیها چپشه عمل کن و ....نهایت همین طور تا آخربرو جلو . جالب نه ْ واقعا کتاب محشری از اب در می آمد

تا حالا فکر کردید اگر کتابهای علوم انسانی با این سبک و بر اساس حقیقت خودمان که به اون عمل می کنیم دوباره نوشته بشه چی ازآب در میاد  خنده داره نه .نه دوست عزیز این کتابی هست  که منو تو هر روز نخونده و ننوشته داریم بهش عمل می کنیم .  این مسئله صرف علوم انسانی که همه در اون ماشاا.. صاحب نظر هستند تنها صدق نمی کنه تو فنی مهندسیهایمان نیز سبک محاسباتیمان تو گور پدر هر چه ریاضی دانه لرزونده 

من نمی دونم چرا یک عده می گن ما از غرب و شرق تقلید می کنیم و کتابهای اونها ما را متحول کرده (البته اون هم تحول از نوع خرابشو آخرت خراب کن )نه بابا ما کتابهای خودمونو داریم (البته نانوشته )دانشگاه خودمونو داریم و به قول معرف نحونده استاد شدیم .اگردنیاو آخرتمون هم خرابه برمیگرده به عملکرد خودمون 

فقط ایکاش می شد این علم مونو یک جایی  ثبت جهانی می کردیم اونوقت فکر کردین علم در جهان چند برابر میشد بعد مثل ویروس می انداختیم تو دنیای اونور اب . مطمئنم به یکسال نکشیده کل سیستمشون به هم می خورد .  االبته بعدش یک عده می آمدن علمو دو دسته می کردند علم عقلی و علم اقلی و ....

اینجاست که میگم نگرشها مخصوصا اونهایی که تو کتابها خوندیم زیاد مهم نیست عمل ما هست که وضعیتمونو معلوم می کنه و آینده مونو رقم می زنه

[ پنجشنبه 30 شهریور1391 ] [ 12:44 ] [ محمدهاشم صفار ] [ ]
این روزها مدام شاهد این هستیم که موسسه های علمی و به اصطلاح کاربردی در حال کسترش هستند و دانشگاهها به تدریج به سمت حذف کنکور پیش می روند تعداد دانشگاهیان و دانشجویان در حال گسترش هستند ولی در جامعه چندان این تحولات و اثر بخشی آنها مشخص نیست دهنیتها همچنان ضعیف است و فاقد هر گونه عمق و اثر بخشی علمی. گاهی اوقات چنین احساس می شود که علم در این کشور به سختی  کاربردی و با فهمیده می شود شایدبخش عمده ای از این مسئله به این بار می گردد که در آنسوی آب علوم  سیر طبیعی از نگرش تبدیل به دیدگاه، کلام ، رفتار و با تکرار رفتارها عاداتها ی شکل گرفته  را تجربه کرده اند و این عادتها جزئ ار طبیعت و شرشت افراد گردیده اندولی در این سوی علوم در حد گفتار و حداکثر ذهنیتهای خوب در جا می زنند . به عنوان مثال وقتی از مشتری مداری آنطرف آب صحبت می شود ما شاهد صحبت و عمل با هم هستیم و در عمل نتایج این نگرش را در حیطه تولید وپاسخ گویی مسئولین می بینیم ولی در این سوی حرف و تنها حرف های بی نتیجه باقی مانده است . از اینرو است که وضعیت تولیدمان اسفبار است و با هزاران مشکل لاینحا مواجه هستیم

به راستی چه باید کرد؟

[ شنبه 28 مرداد1391 ] [ 20:5 ] [ محمدهاشم صفار ] [ ]
دوستان عزيزبا سلام

اخيرا در سايت اتاق بازرگاني مشهد سمت راست گزارشي از وضعيت اقتصادي ايران درج گرديده است (با عنوان مطالب عرضه شده در نشست هيات نمايندگان اتاق ايران )كه مطالب جالبي در مورد وضعيت اقتصادي ايران ، در امدهاي نفتي آن و نقش اين درآمدها در  سرمايه گذاري در كشور را نشان مي دهد و بيانگر بخشي از معضلات موجود و راهكارهاي متصور مي باشد ضمن تشكر از تهيه كنندگان اين گزارش و دست مريزاد به آنها ،توجه شما را به مطالعه آن  جلب مي كنم و ممنون خواهم شد چنانچه مطالب آنرا مفيد يافتيد اطلاع رساني كنيد

[ شنبه 20 خرداد1391 ] [ 11:57 ] [ محمدهاشم صفار ] [ ]
وزنامه جمهوری اسلامی نوشت: طي چهار سال گذشته شاهد رشد ۸۹ درصدي قيمت مواد خوراكي در پايتخت هستيم؛ اتفاقي كه نشان مي‌دهد ما در ايران با اين تورم روبرو نيستيم و آنچه به جيب هايمان حمله مي‌كند، گراني است.

سبد مواد خوراكي كه به گزارش بانك مركزي سالانه ۲۵ تا ۲۶ درصد از هزينه خانوارها را به خود اختصاص مي‌دهد، بازهم به گزارش بانك مركزي طي سالهاي ۸۷ تا ۹۱ حداقل در پايتخت كشور بخش عمده‌اي از همين سبد مواد خوراكي ۸۹ درصد گران شده است.

اين افزايش قيمت با چيزي كه به عنوان شاخص تورم مي‌شناسيم متفاوت است و در واقع اين همان چيزي است كه مردم لمسش مي‌كنند و مديركل دفتر آمار بانك مركزي آن را گراني مي‌نامد، يعني واقعيتي كه در لحظه توسط هر كسي لمس مي‌شود و در حافظه كوتاه مدت ثبت مي‌شود بدون آنكه در اين حافظه جايي براي توجه به قيمتهاي كاهش يافته و ارزاني در ميان مدت و لبند مدت باشد.

نگاهي به روند رو به رشد گراني نشان مي‌دهد كه طي سالهاي اخير آنچه در سبد مواد غذايي مردم قرار مي‌گيرد، حداقل براي پايتخت نشينان به شدت رشد پيدا كرده است و اين در حالي است كه دولت طي همين دوره از يكسو با واردات گسترده به ايجاد ذخاير استراتژيك همت گماشته و از سوي ديگر با اجراي طرح‌هاي فصلي و دوره‌اي تحت عنوان تنظيم بازار تلاش كرده است قيمت‌ها را در بازار مهار، ويا اصطلاحا تنظيم كند.

سر جمع سبدي شامل ۲۶ قلم كالاي خوراكي كه در آن لبنيات، گوشت، حبوبات، ميوه و سبزي، قند،چاي و روغن موجود است براساس گزارش هفتگي بانك مركزي در پايان ارديبهشت ماه سال ۱۳۸۸ يعني اولين سال فعاليت دولت دهم معادل ۶۳ هزار تومان بوده است. همين سبد بدون تغيير حجم در هفته پاياني ارديبهشت ماه سال ۹۱ به رقمي معادل ۱۱۹ هزار تومان رسيده است. بله اين واقعا گراني است و در تعريف با تورم تفاوت دارد. زيرا تورم برآيند قيمتي طي يك دوره است ولي آنچه در اينجا به آن پرداخته‌ايم همان تورم نقطه‌اي است كه استناد به آن از سوي بانك مركزي در سال ۸۸ آغاز و در سال ۹۱ از گزارشهاي رسمي بانك مركزي خارج شد.

واقعيت ديگر آنكه در همين دوره زماني حداقل دستمزد از ۲۷۵ هزار تومان به ۳۹۰ هزار تومان رسيده است يعني ۴۲ درصد رشد داشته است، يعني تنها نيمي از گراني مواد خوراكي را پوشش داده است.

بنا بر اين آنچه در سال‌هاي اخير مردم ايران با آن مواجه بوده و هستند، گراني است. هر دليلي كه داشته باشد و يا هر تعريفي براي آن متصور شويم آنچه براي مردم قابل لمس است، قدرت خريدي است كه در ازاي اين گراني از كفشان خارج شده است، كاهش رفاهي است كه لمس‌اش مي‌كنند و دليل مشكلاتي است كه هر روز بيشتر بر دوششان سنگيني مي‌كند.

اين همان گراني است كه امروز محمود بهمني رئيس كل بانك مركزي به آن متوصل شده و با آن افزايش قيمت دلار را توجيه كرده مي‌گويد: "كدام كالا ظرف پنج سال گذشته قيمتش پايين آمده يا ثابت مانده كه بخواهيم نرخ دلار يك هزار تا يك هزار و ۵۰ تومان باشد".

البته محمود بهمني هم در اينجا به تورم اشاره نمي‌كند بلكه منظورش گراني است، ولي راستي در اقتصادي كه بيش از ۸۰ درصد آن دولتي است، چه كسي مقصر اين افزايش قيمت هاست؟ آيا هنوز هم باندهاي مافيايي در انتهاي انگشت اتهام منتظر نشسته‌اند.

[ سه شنبه 9 خرداد1391 ] [ 16:7 ] [ محمدهاشم صفار ] [ ]
اين روزها زمزمه هايي از كوشه و كنار كشور به گوش مي رسد و عنوان مي گردد كه نرخ ارز بالاست آنرا كاهش دهيد ما متاسفانه كمتر گزارش كارشناسي دقيقي به اين مطلب پرداخته است كه نرخ ارز با توجه به منافع ملي و ساختارهاي اقتصادي توليدي اجتماعي كشور چه ميزان بايد باشد آيا لازم است نرخ ارز به موازات تغييرات نرخ تورم در دو كشور تعديل گردد ؟ آيا اگر قيمت مستغلات به واسطه تورم داخلي افزايشافزايش يابد و در اين شرايط ما همچنا اصرار بر پايين نگاه داشتن نرخ ارز داشته باشيم با خطر خروج سرمايه از كشور مواجه نخواهيم شد تصور بفرماييد در اين شرايط بسياري از افراد با يك دو دو تا كردن ساده به اين نتيجه برسند كه با تبديل داراييهايشان به نرخ داخل و تبديل آن به ارز مي توانند به راحتي زندگي بهتري را در آنسوي آبها براي خود فراهم ببينند . به اين قضايا چگونه مي توان نگاه كرد ؟!

[ چهارشنبه 13 اردیبهشت1391 ] [ 16:25 ] [ محمدهاشم صفار ] [ ]
سال گذشته دولت سعي كرد با سياستهاي اعلا م نرخ رسمي ارز ، بالا بردن نرخهاي سود بانكي و فروش سكه طلا به صورت نقدي و آتي از نوسانات رشد تورم و بهم ريختگي بازار كه نهايتا به بي ثباتي پول ملي مي توانست منجر شود  تا حدودي جلوگيري كند. اما نكته اي كه در اين بين به نظر مي رسد مغفول باقي ماندتبعات تصميمات اتخاذ شده در ميان مدت است در شرايط فعلي به دليل كمبود ارز در بازار و نتيجه ندادن اعطا ارز به توليد كنندگان نرخ ارز همچنان بالا است حال سوالي كه مطرح مي گردد اگر نرخ ارز بالا بماند اما  به دليل رشد حجم عرضه سكه در بازرار(بواسطه سكه هاي پيش فروش شده بانكي)  چه اتفاقي خواهد افتادبه احتمال زياد  قيمت سكه طلا كاهش  مي يابد اما اگر در اين شرايط در نرخ ارز تغييري حاصل نگردد چه روي خواهد داد .مسلما عده اي به اين فكر مي افتند كه به صرفه است طلا را از كشور خارج و ارز وارد نمايند و قاچاق طلا به شدت گسترش خواهد يافت و نهايتا حجم ذخاير طلاي كشور را با كمبود مواجه مي نمايد .حال سوال دومي كه مطرح مي گردد اين است .آيا نگهداري حجم مشخصي از طلا يك سياست كلان اقتصادي است يا بودن و نبودن طلا در كشور چندا مهم نيست!؟ 

[ چهارشنبه 16 فروردین1391 ] [ 12:33 ] [ محمدهاشم صفار ] [ ]

فراموش نكنيم اولين گلهايي كه بهار را نويد مي دهند و يخهاي زمستان را مي شكنند فراموش نشدني هستند

[ چهارشنبه 16 فروردین1391 ] [ 12:18 ] [ محمدهاشم صفار ] [ ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

(زندگي چيست؟عشق ورزيدن / زندگي را به عشق بخشيدن )

این وبلاگ یک دفتراقتصادی است که در آن سعی می شود درکنارارائه مقالات و گزارشات اقتصادی به مسائل روز نیز پرداخته شود.
استفاده از مقالات وبلاگ با رعایت ذکر منبع مجاز است.با تشکر صفار
امکانات وب