حداقل حقوق كارگران درسال 1390

طبق ماده ۴۱قانون كار شوراي عالي كار هه ساله موظف است ميزان حداقل مزد كارگران را با توجه به معيارهاي ذيل تعيين نمايد ۱ - با توجه به درصد تورم اعلام شده از طرف بانك مركزي ۲- حداقل مزد بدون آنكه شرايط روحي و جسمي كارگران و ويژگيهاي كار محول شده ر مورد توجه قرار دهد بايد به اندازه اي باشد تا زندگي يك خانوده كه تعداد متوسط آن توسط مراجع رسمس اعلام مي شود را تامين نمايد.

خوب طي سالهاي گذشته دولتها همواره لطف كرده اند و به گفته خودشان و گزارشاتشان حداقل دسمزدها را با نرخ تورم افزايش داده اند(بعضا عنوان می شود امروز قدرت خرید کارگران بالاتر از مقدار خود در سال ۱۳۶۱ است) االبته به اين استدلال ايرادات چندي از طرف كارشناسان اقتصادي وارد شده است از جمله تشكيك در نرخ تورم اعلامي از بانك مركزي، طبقه بندي كالاها در سبد مصرفي خانوارها ، غير منطقي بودن وزن بعضي از اقلام(به عنوان مثال هزينه اجاره واحد مسكوني و تغييرات هزينه اي آن تنها ۵.۸ درصد در اين شاخص سهم دارد)،اين موضوع كه حداقل دستمزد كارگران همره با يك وقفه يك ساله با تورم تعديك مي گردد(بنابراين برخلاف بسياري از بخشها نمي تواند خود را با تورم روز منطبق كنند)و غيره

اما سوالي كه فارغ از نگاه به اعداد و ارقام مد نظر است واقعيات جامعه كارگري مي باشذ .براي سال ۱۳۹۰ حداقل دستمزدها با ۹ درصد افزايش به رقم ۳۳۰ هزار تومان رسيده است .آيا با اين ذرآمد و مشغوليت  كار ۸ ساعت روزانه و ۱۷۶ ساعت ماهيانه  مي توان يك خانواده را مديريت كه هيچ ، كنترل كرد ؟ طبق گفته مركز پژوهشهاي مجلس در سال آينده  به واسطه هدفمندي يارانه ها ،اقتصاد با تورم بيش از ۵۰ درصد مواجهه خواهد شد ، آيا مي توان با اين دستمزدها به جنگ قيمتها و هزينه هاي معاش خانواده رفت ؟ آيا خود مسئولاني كه به تصويب چنين مقداري بسنده كرده اند قادر هستند حتي يك هفته خانوده خود را با اين مقدار درآمد اداره نمايند .آيا قرار هست روزي هم به بند دوم ماده ۴۱ قانون كار نيم نگاهي داشته باشيم و بدون گفتن تملق هاي سياسي دست بوسي كارگران خواهان رفاه بيشتري براي جامعه كارگران ،زحمت كشان واقعي جامعه باشيم ؟!

آيا معني ماه هاي ايراني را مي دانيد؟

 

فروردين؛ فروردهاي پاكان

فروردين نام نخستين ماه از فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماري اعتدالي خورشيدي است. در اوستا و پارسي باستان فرورتينام، در پهلوي فرورتين و در فارسي فروردين گفته شده كه به معناي فروردهاي پاكان و فروهرهاي ايرانيان است. بنا به عقيده پيشينيان، ده روز پيش از آغاز هر سال فروهر در گذشتگان كه با روان و وجدان از تن جدا گشته، براي سركشي خان و مان ديرين خود فرود مي آيند و ده شبانه روز روي زمين به سر مي‌برند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهاي نيكان، هنگام نوروز را جشن فروردين خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمين هستند و بامداد نوروز پيش از بر آمدن آفتاب، به دنياي ديگر مي‌روند

ارديبهشت؛ طبيعت

ارديبهشت نام دومين ماه سال و روز دوم هر ماه در گاه‌شماري اعتدالي خورشيدي است. در اوستا اشاوهيشتا و در پهلوي اشاوهيشت و در فارسي ارديبهشت گفته شده كه كلمه‌اي است مركب از دو جزء: جزء اول "اشا” از جمله لغاتي است كه معني آن بسيار منبسط است، راستي و درستي، تقدس، قانون و آئين ايزدي، پاكي…. و بسيار هم در اوستا به كار برده شده است. جزء ديگر اين كلمه كه واژه "وهيشت” باشد. صفت عالي است به معناي بهترين، بهشت فارسي به معني فردوس از همين كلمه است. در عالم روحاني نماينده صفت راستي و پاكي و تقدس اهورامزداست و در عالم مادي نگهباني كليه آتش هاي روي زمين به او سپرده شده است. در معني تركيب لغت ارديبهشت "مانند بهشت” هم آمده است.

خرداد؛ طبيعت

 خرداد نام سومين ماه سال و روز ششم در گاه‌شمار اعتدالي خورشيدي است. در اوستا و پارسي باستان هئوروتات ،در پهلوي خردات و در فارسي خورداد يا خرداد گفته شده كه كلمه اي است مركب از دو جزء: جزء هئوروه كه صفت است به معناي رسا، همه، درست و كامل. دوم تات كه پسوند است براي اسم مونث، بنابراين هئوروتات به معناي كمال و رسايي است. ايزدان تير و باد و فروردين از همكاران خرداد مي‌باشند. خرداد نماينده رسايي و كمال اهورامزداست و در گيتي به نگهباني آب گماشته شده است.

 
تير؛ تماشاي جنگل در جزيره

 تير نام چهارمين ماه سال و روز سيزدهم هر ماه گاه‌شماري اعتدالي خورشيدي است. در اوستا تيشريه، در پهلوي تيشتر و در فارسي صورت تغيير يافته آن يعني تير گفته شده كه يكي از ايزدان است و به ستاره شعراي يماني اطلاق مي‌شود. فرشته مزبور نگهبان باران است و به كوشش او زمين پاك، از باران بهره مند مي‌شود و كشتزارها سيراب مي‌گردد. تيشتر را در زبان هاي اروپايي سيريوس خوانده اند. هر گاه تيشتر از اسمان سر بزند و بدرخشد مژده ريزش باران مي‌دهد. اين كلمه را نبايد با واژه عربي به معني سهم اشتباه كرد.

مرداد؛ جنگل

 مرداد نام پنجمين ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاه‌شماري اعتدالي  خورشيدي است. در اوستا امرتات ،در پهلوي امرداد و در فارسي امرداد گفته شده كه كلمه اي است مركب از سه جزء:اول "ا” ادات نفي به معني نه، دوم "مرتا” به معني مردني و نابود شدني نيست و سوم تات كه پسوند و دال بر مونث است. بنابراين امرداد يعني بي مرگي و آسيب نديدني يا جاوداني. پس واژه "مرداد” به غلط استعمال مي‌شود. در ادبيات مزديسنا امرداد يكي از امشاسپندان است كه نگهباني نباتات با اوست.

در مزديسنا شخص بايد به صفات مشخصه پنج امشاسپند ديگر كه عبارتند از:

نيك انديشي، صلح و سازش، راستي و درستي، فروتني و محبت به همنوع، تامين اسايش و امنيت بشر مجهز باشد تا به كمال مطلوب همه كه از خصايص امرداد است نايل گردد.

شهريور؛ جنگل

شهريور نام ششمين ماه سال و روز چهارم هر ماه در گاه‌شماري اعتدالي خورشيدي است. در اوستا خشتروئيريه، در پهلوي شتريور و در فارسي شهريور مي‌دانند. كلمه اي است مركب از دو جزء: خشتر كه در اوستا و پارسي باستان و سانسكريت به معني كشور و پادشاهي است و جزء دوم صفت است از ور به معني برتري دادن وئير يه يعني برگزيده و آرزو شده و جمعاً يعني كشور منتخب يا پادشاهي برگزيده . اين تركيب بارها در اوستا به معني بهشت يا كشور آسماني اهورامزدا آمده است. شهريور در جهان روحاني نماينده پادشاهي ايزدي و فر و اقتدار خداوندي است و در جهان مادي پاسبان فلزات. چون نگهباني فلزات با اوستاو را دستگير فقرا و ايزد رحم و مروت خوانده اند. روايت شده است شهريور آزرده و دلتنگ مي‌شود از كسي كه سيم و زر را بد به كار اندازد يا بگذارد كه زنگ بزند.

 مهر؛ محيط زيست

در سانسكريت ميترا، در اوستا و پارسي ميثر و در پهلوي ميتر و در فارسي مهر گفته مي‌شود. كه از ريشه سانسكريت آمده به معني پيوستن. اغلب خاورشناسان معني اصلي مهر را واسطه و ميانجي ذكر كرده اند. مهر واسطه است ميان آفريدگار و آفريدگان. ميثره در سانسكريت به معني دوستي و پروردگار و روشنايي و فروغ است و در اوستا فرشته روشنايي و پاسبان راستي و پيمان است. مهر ايزد هماره بيدار و نيرومند است و براي ياري كردن راستگويان و بر انداختن دروغگويان و پيمان شكنان در تكاپوست. مهر از براي محافظت عهد و پيمان و ميثاق مردم گماشته شده است.

 از اين رو فرشته فروغ و روشنايي نيز هست كه هيچ چيز ار او پوشيده نمي‌ماند. براي آن كه از عهده نگهباني بر آيد اهورامزدا به او هزار گوش و ده هزار چشم داده است. مقام مهر در بالاي كوه "هرا” است، انجايي كه نه روز است و نه شب، نه گرم است و نه سرد، نه ناخوشي و نه كثافت .مهر از آنجا بر ممالك آريايي نگران است. اين آرامگاه خود به پهناي كره زمين است يعني مهر در همه جا حاضر است و با شنيدن آواي ستمديدگان آگاه گشته به ياري آنان مي‌شتابد.

  آيين مهر در دين مسيح نيز مشهود است. ايزد مهر در اصل بجز ايزد خورشيد بوده است اما بعدها آندو را يكي دانسته اند. مورخان يوناني مهر را به نام ميترس ياد كرده اند و كر كرده اند كه ايرانيان خورشيد را به اسم "ميترس” مي‌ستايند.از اين خبر پيداست كه در يك قرن پيش از ميلاد مسيح آندو با يكديگر مخلوط شده اند. نگهباني ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه را به عهده ايزد مهر است.

 آبان؛ محيط زيست

در اوستا آپ در پارسي باستان آپي و در فارسي آب گفته مي‌شود. در اوستا بارها "آپ” به معني فرشته نگهبان آب استعمال شده و همه جا به صيغه جمع آمده است. نام ماه هشتم از سال خورشيدي و نام روز دهم از هر ماه را، آبان مي دانند. ايزد آبان موكل بر آهن است و تدبير امور و مصالح ماه به او تعلق دارد. به سبب آنكه "زو” كه يكي از پادشاهان ايران بود در اين روز با افراسياب جنگ كرده، او را شكست داده، تعاقب نمود و از ملك خويش بيرون كرد، ايرانيان اين روز را جشن مي گيرند، ديگر آنكه چون مدت هشت سال در ايران باران نباريد مردم بسيار تلف گرديده و بعضي به ملك ديگر رفتند. عاقبت در همين روز باران شروع به باريدن كرد و بنابراين ايرانيان اين روز را جشن كنند. آفتاب در اين ماه در برج عقرب يا كژدم قرار مي‌گيرد.

آذر؛ محيط زيست

در اوستا آتر، آثر، در پارسي باستان آتر، در پهلوي آتر، و در فارسي آذر مي‌گويند. آذر فرشته نگهبان آتش و يكي از بزرگتري ايزدان است. آريائيان(هندوان و ايزدان) بيش از ديگر اقوام به عنصر آتش اهميت مي دادند. ايزد آذر نزد هندوان ،آگني خولنده شده و در "ودا” (كتاب كهن و مقدس هندوان) از خدايان بزرگ به شمار رفته است. آفت اب در اين ماه در برج قوس ياكماندار قرار مي گيرد.

دي؛ زمستان، يخ ، برف رودخانه

در اوستا داثوش يا دادها به معني آفريننده، دادار و آفريدگار است و غالبا صفت اهورامزدا است و آن از مصدر "دا” به معني دادن و افريدن است. در خود اوستا صفت دثوش (=دي)براي تعيين دهمين ماه استعمال شده است. در ميان سي روز ماه، روزهاي هشتم و بيست و سوم به دي (آفريدگار،دثوش) موسوم است. براي اينكه سه روز موسوم به "دي” با هم اشتباه نشوند نام هر يك را به نام روز بعد مي‌پيوندند. مثلا روز هشتم را "دي باز” و روز پانزدهم را "دي بمهر” و….دي نام ملكي است كه تدبير امور و مصالح روز و ماه دي به او تعلق دارد.

بهمن؛ برف

 در اوستا وهومنه ،در پهلوي وهومن، در فارسي وهمن يا بهمن گفته شده كه كلمه اي است مركب از دو جزء: "وهو” به معني خوب و نيك و "مند” از ريشه من به معني منش: پس يعني بهمنش، نيك انديش، نيك نهاد. نخستين آفريده اهورامزدا است و يكي از بزرگترين ايزدان مزديسنا. در عالم روحاني مظهر انديشه نيك و خرد و توانايي خداوند است. انسان را از عقل و تدبير بهره بخشيد تا او را به آفريدگار نزديك كند. يكي از وظايف بهمن اين است كه به گفتار نيك را تعليم مي دهد و از هرزه گويي باز مي‌دارد. خروس كه از مرغكان مقدس به شمار مي‌رود و در سپيده دم با بانگ خويش ديو ظلمت را رانده، مردم را به برخاستن و عبادت و كشت و كار مي‌خواند، ويژه بهمن است. همچنين لباس سفيد هم از آن وهمن است. همه جانوران سودمند به حمايت بهمن سپرده شده اند و كشتار در بهمن روز منع شده است. بنا به نوشته ابوريحان بيروني جانوران سودمند به حمايت بهمن سپرده شده اند و كشتار در بهمن روز منع شده است. بهمن اسم گياهي است كه به ويژه در جشن بهمنجه خورده مي‌شود و در طب نيز اين گياه معروف است.

اسفند؛ دويدن در برف زمستاني

در اوستا اسپنتا آرميتي، در پهلوي اسپندر، در فارسي سپندار مذ، سفندارمذ، اسفندارمذ، و گاه به تخفيف سپندار و اسفند گفته شده كه كلمه اي است مركب از دو جزء: سپند، كه صفت است به معني پاك و مقدس، يا ارمئتي هم مركب از دو جزء: اول آرم كه قيد است به معني درست، شايد و بجا. دوم متي از مصدر من به من معني انديشيدن. بنابراين ارمتي به معني فروتني، بردباري و سازگاري است و سپنته آرمتي به معني بردباري و فروتني مقدس است.

 در پهلوي آن را خرد و كامل ترجمه كرده اند. سپندارمذ يكي از امشاسپندان است كه مونث و دختر اهورامزدا خوانده شده است. وي موظف است كه همواره زمين را خرم ، آباد، پاك و بارور نگه دارد، هر كه به كشت و كار بپردازد و خاكي را آباد كند خشنودي اسپندارمذ را فراهم كرده است و آسايش در روي زمين سپرده به دست اوست و خود زمين نيز نماينده اين ايزد بردبار و شكيباست و مخصوصاً مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است. بيدمشك گل مخصوص سپندارمذ مي‌باشد.