حداقل حقوق كارگران درسال 1390
خوب طي سالهاي گذشته دولتها همواره لطف كرده اند و به گفته خودشان و گزارشاتشان حداقل دسمزدها را با نرخ تورم افزايش داده اند(بعضا عنوان می شود امروز قدرت خرید کارگران بالاتر از مقدار خود در سال ۱۳۶۱ است) االبته به اين استدلال ايرادات چندي از طرف كارشناسان اقتصادي وارد شده است از جمله تشكيك در نرخ تورم اعلامي از بانك مركزي، طبقه بندي كالاها در سبد مصرفي خانوارها ، غير منطقي بودن وزن بعضي از اقلام(به عنوان مثال هزينه اجاره واحد مسكوني و تغييرات هزينه اي آن تنها ۵.۸ درصد در اين شاخص سهم دارد)،اين موضوع كه حداقل دستمزد كارگران همره با يك وقفه يك ساله با تورم تعديك مي گردد(بنابراين برخلاف بسياري از بخشها نمي تواند خود را با تورم روز منطبق كنند)و غيره
اما سوالي كه فارغ از نگاه به اعداد و ارقام مد نظر است واقعيات جامعه كارگري مي باشذ .براي سال ۱۳۹۰ حداقل دستمزدها با ۹ درصد افزايش به رقم ۳۳۰ هزار تومان رسيده است .آيا با اين ذرآمد و مشغوليت كار ۸ ساعت روزانه و ۱۷۶ ساعت ماهيانه مي توان يك خانواده را مديريت كه هيچ ، كنترل كرد ؟ طبق گفته مركز پژوهشهاي مجلس در سال آينده به واسطه هدفمندي يارانه ها ،اقتصاد با تورم بيش از ۵۰ درصد مواجهه خواهد شد ، آيا مي توان با اين دستمزدها به جنگ قيمتها و هزينه هاي معاش خانواده رفت ؟ آيا خود مسئولاني كه به تصويب چنين مقداري بسنده كرده اند قادر هستند حتي يك هفته خانوده خود را با اين مقدار درآمد اداره نمايند .آيا قرار هست روزي هم به بند دوم ماده ۴۱ قانون كار نيم نگاهي داشته باشيم و بدون گفتن تملق هاي سياسي دست بوسي كارگران خواهان رفاه بيشتري براي جامعه كارگران ،زحمت كشان واقعي جامعه باشيم ؟!
(زندگي چيست؟عشق ورزيدن / زندگي را به عشق بخشيدن )