بومي سازي اين كلمه يعني چه؟؟
آري اين جملات را مي شد در سالهاي دهه ۷۰ در تمامي سمينارها و جلسات شنيد و به دنبال آن شاهد كف زدنها ي حضار بود هنوز نيز از اين قبيل مباحث در جامعه بيشمار است ما به دنبال مديريت ايراني و اقتصاد ايراني بوديم اما درنهايت چه كرده ايم تئوريها و فرضيات تحليل شده علمي را گرفته ايم و نتيجه گيريهاي خاص خود را از آن اقنباس كرده ايم وهر جا ديده ايم اين فرضيه و يا نتايج آن مطابق با شرايط روحي خودمان نبوده در تضاد با افكارمان بوده و يا خوشمان نيامده آنرا حذف كرده و از اعتبار انداخته ايم و در نهايت از اين ميان شير بي يال و دم و اشكمي را بيرون آورده ايم كه به همه چيز شبيه است جز يك كار و روش علمي
ما حداقل حاضر نشديم اين پيش فرض ساده را قبول كنيم كه آخر مگر مبناي اين تئوريها و فرضيات آنطرف آب چيزي جز تحليل و مكتوب كردن رفتارهاي آدميان در مقابل مسائل و حوادث است .به عنوان مثال رفتار انسان به عنوان يك موجود اقتصادي كه به دنبال منافع و مضار خود مي گردد در اين دو سوي آب مگر چه مقدار با هم متفاوت است و آيا مگر اقتصاد جز تخصيص منابع و قرار دادن هر چيز در جاي خود موضوع ديگري را مطرح مي كند كه همگان به دنبال بومي و غير بومي خواندن آن افتاده ايم و در ميان دانسته و ندانسته تيشه به ريشه هر چه مبناي علمي است مي زنيم
البته در اين شيوه امتيازات خاصي متبلور است از آن جمله كه كمتر كسي در جايگاه يك كارشناس اهل فن مي تواند به من مدير كار خراب كن خرده بگيرد و شيوه ما را به زير سوال ببرد در مقابل تنها يك جواب براي او و امثال ايشان كافيست ما مسئله را بومي كرده ايم و در شرايط فعلي اين مملكت بهتر از اين نمي شد كار را پيش برد و در نهايت اينكه شما دركي از آنچه ما حس مي كنيم نداريد .

(زندگي چيست؟عشق ورزيدن / زندگي را به عشق بخشيدن )