پیمان سپاری ارزی ، راه حلها
در گزارش قبلی به موضوع پیمان سپاری ارزی و مشکلات حاصل از یکسان سازی از اشاره شده بود این گزارش یه موضوع راه حلها می پردازد ؟
همچنانکه در گزارش قبلی مطرح شد یکسان سازی نرخ ارز تورم سه رقمی ایجاد خواهد کرد ولی این امر ناگزیر باید انجام شود ولی یکبار برای همیشه ، جراحی باید انجام شود ولی نباید زخم همچنان باز بماند. در سالهای گذشته نیز چندین بار نرخ ارز یکسان سازی شده ولی نه به صورت شناور مدیریت شده بلکه ثابت بود . یعنی نرخ ارز در 175 تومان یکسان سازی شد سپس در 300 تومان مدتی بعد در 750 تومان بعد در 910 و بعدها در 4200 و 28500 . ولی هیچگاه به تناسب رشد بازار غیر رسمی، نرخ ارز تغییر نکرد اصطلاحا شناور مدیریت شده نبود ، رسما ثابت اعمال شده بود. و این موضوع و تغییرات هر چند ساله نرخ رسمی ارز سبب شد تا اقتصاد ایران دچار تورم دو رقمی چهل ساله گردد .( یکبار برای همیشه باید این دفتر بسته می شد)
در شرایط فعلی نیز نرخهای متفاوت ارز جز ایجاد رانت و فساد اقتصادی و سیاسی ثمره ای نخواهد داشت . البته می توان با اقدماتی اثرات تورمی این موضوع را کاهش داد. متاسفانه اقتصاد ایران هم از ابعاد بودجه ای و هم از منظر بخش خارجی دچار مشکل است و لازم است اقداماتی در هر دو بخش به موازات هم صورت گیرد. هم بایستی به سمت توزان در بودجه حرکت کنیم و هم توزان در تراز پرداختهای کشور .
در مباحث نظری بخش پولی اقتصاد، افزایش در داراییهای خارجی کشورها عمدتا از طریق رشد و یا مازاد تراز پرداختهای انجام می شود . تراز پرداختها به دو حساب عمد تقسیم می شود تراز حساب جاری که منعکس کننده وضعیت مازاد و یا کسری تجاری و بازرگانی کشور است و تراز حساب سرمایه که به ورود و خروج ارز به دلیل سایر عوامل بازرگانی از قبیل خروج و یا ورود سرمایه به کشور اطلاق می گردد.
مطابق مبانی بخش خارجی اقتصاد، زمانی که تراز پرداختها در توازن قرار ندارد بانکهای مرکزی کشورها با استفاده از سیاستهای پولی از جمله تغییر نرخ برابری ارزها( عملیات بازار باز ، به صورت خرید و فروش ارز در بازار ) ، تغییر نرخ بهره بانکی ، تغییر نرخ ذخیره قانونی بانکها به اعمال تغییر در پارامترهای اقتصادی دست می زنند . به عنوان مثال مازاد تراز پرداختها در بخش بازرگانی بدین مفهوم است که ارزش صادرات کشور بیش از واردات می باشد که بانک مرکزی می تواند با افزایش عرضه ارز در بازار و کاهش نرخ آن سبب شود تا واردات ارزان تر و صادرات به کشور گرانتر تمام شود و در نتیجه مقدار واردات افزایش و صادرات کاهش یتفته و مازاد جساب تجاری بازرگانی کشور کاهش یابد . در بخش حساب سرمایه نیز بانک مرکزی با تغییر نرخ بهره بانکی عملا هزینه نگهداری ارز در بانکهای داخل و خارج از کشور را تغییر داده و سبب توازن در بخش ورود و خروج سرمایه به کشور می گردد . این مسئله به سترون سازی اثر داراییهای خارجی بر پول پرقدرت معروف است و اکثر کشورها از این ابزارها برای هدایت و کنترل اقتصاد استفاده می کنند .
اما چرا در اقتصاد ایران ابزارهای سیاست پولی اثر بخشی لازم را ندارند ؟ یعنی با افزایش نرخ بهره، منابع پولی جمع آوری نمی شود و یا آنکه تزریق دلار در بازار سبب کاهش نرخ ارز نمی گردد؟ و نهایتا آنکه اوراق قرضه دولتی حتی با نرخ های بالا ، توسط مردم خریداری نمی گردد؟
تمامی این موارد به شرایط خاص ساختاری اقتصاد ایران باز می گردد ( در این خصوص اینجانب در سال 1395 مقاله مبسوطی را تهیه کردم که به پیوست تقدیم می گردد) علی ایحال به صورت خلاصه :
- تسلط بخش مالی اقتصاد ( سیاستهای بودجه ای و مالی دولت، کسری مزمن بودجه و تسلط دولت بر ارکان پولی کشور ) به بخش پولی آن که در ترمهای اقتصادی به عنوان سیطره مالی تعریف می گردد موجب شده است که ابزارهای پولی کارآمدی خودشان را از دست بدهند . در کشورهای در حال توسعه به خصوص کشورهای که از درآمد نفتی برخوردار هستند ، ساختار بودجه از حیث درآمدی پرنوسان و از حیث مخارج انعطاف ناپذیر است . (دولت طی سالهای گذشته مکررا اعلام کرده که بودجه کسری ندارد ولی این امر اینگونه نیست دولت عملا با ایجاد اوراق قرضه و واگذاری آنها به بانکهای عامل منابع پولی را از سیتم بانکی خارج می کندو در مقابل بانکهای عامل نیزبا فشار به بانک مرکزی منابع مالی را از این بانک استقراض می کنند و نتیجه می شود افزایش بدهی های بانکها به بانک مرکزی که خودش یکی از اجزاء پایه پولی بوده و سبب رشد نقدینگی در جامعه می گردد و در واقع با مالیات تورمی هزینه های دولت از جیب ملت پرداخت می گردد)(رشد بدهی بخش دولتی به سیستم بانکی در سال 1401 ، 62.4 درصد بوده است )
- در اقتصاد ایران سهم درآمدهای نفتی در بودجه نزدیک به 50 درصد است و از طرفی، سهم مخارج جاری دربودجه بیشتر از 85 درصد می باشد و این یعنی پرنوسان و انعطاف ناپذیر بودن بودجه . راهکار : افزایش درآمدهای پایدار در بودجه ( از جمله مالیاتها البته مشروط به آنکه سبب منافع آن از مضارش بیشتر نگردد)، سترون سازی نفت از بودجه دولت ،( کاری که در برنامه سوم توسعه با ایجاد حساب ذخیره ارزی و یا صندوق توسعه ملی انجام شد ولی به مانند صافی سوراخ سوراخ شده است و عملا کارآمدی خود را از دست داد) و در بخش هزینه ای ( کاهش و یا حذف هزینه های جاری وعملیاتی بخش ها و فعالیتهای نامولد از ساختار بودجه)
- درخواست پاسخگویی از دولت در زمینه هزینه هایی که انجام می دهد لازم است از طرف بخش خصوص و تشکلها پیگیری شود . ردیفهای بودجه ای و هزینه های بسیاری در بودجه های هرسال وجود دارد و هر سال بدانها اضافه می شود که متاسفانه نه تنها کارمفیدی برای جامعه انجام نمی هند بلکه موانع توسعه در اقتصاد کشور نیز هستند . همچنین وضعیت موجودی صندق توسعه ملی ( متاسفانه فضای اقتصادی کشور به صورتی است که تشکلهای اقتصادی نیز درگیر رتق و فتق کوتاه مدت امور مربوط به بنگاه خود هستند و کمتر به مسائلی که آیشان را اینگونه در هم ریخته است توجه و آنها را مطالبه می کنند )
- مسئله دوم به انعطاف پذیر نبودن و یا عدم حساسیت چارچوبهای کلان اقتصادی ایران به تغییرات کوچک پارامترهای اقتصادی باز می گردد . بخشی از این عدم انعطاف پذیری به نبود مقیاسهای اقتصادی مناسب و ظرفیتهای خالی در بخش های تولیدی برای پاسخگویی لازم به تغییرات قیمتی باز می گردد ( به عنوان مثال افزایش قیمت کالاهای تولیدی از سمت بازار به دلیل نبود ظرفیت توسعه تولید منجر به واکنش تولید کننده گان به عرضه بیشتر محصول نمی شود) ، از سویی دیگرعدم شفافیت پارامترهای اقتصادی به خصوص نقش قیمتها در جهت دهی بازار سبب می شود که مکانیسم قیمت در بازار نتواند درست عمل کند ( تولید کننده گان افزایش قیمتها روی کالاهای تولیدی خود را یک موضوع عمومی می پندارند، کنترلهای قیمتی و قیمت گذاری دولتی در کنار اعطا یارانه های مختلف نمی تواند شرایط عملیاتی شدن مکانیسم های بازار را فراهم کند )
- عامل سوم در اثر پذیر نبودن پارامترهای پولی دراقتصاد کشور به عدم اعتماد مردم و جامعه به بانک مرکزی به عنوان متولی کنترل تورم در کشور باز می گردد. (به عنوان نمونه هر زمان سیاستگذاران صحبت از بهبود یک مسئله دارند جامعه نگران بحرانی تر شدن آن موضوع می شود) . در یک چنین اقتصادی تورم آتی را مردم پیش بینی می کنند نه سیاستمداران و مجریان و انتظارات تورمی در یک بستر بی ثباتی اقتصادی که در ذهن ها جا گرفته است کلیت برنامه ریزی اقتصادی را خدشه دار می کند .
(زندگي چيست؟عشق ورزيدن / زندگي را به عشق بخشيدن )