حکایت بهشت و آتش
مردي درعالم رويا فرشتهاي را ديد كه در يك دستش مشعل و در دست ديگرش سطل آبي گرفته بود و در جادهاي روشن وتاريك راه ميرفت . مرد جلو رفت و از فرشته پرسيد: اين مشعل و سطل آب را كجا ميبري؟ فرشته جواب داد: ميخواهم با اين مشعل بهشت را آتش بزنم و با اين سطل آب ، آتشهاي جهنم را خاموش كنم . آن وقت ببينم چه كسي واقعاً خدا را دوست دارد.
((پس بينديشيم به راستي اگر بهشت وجهنم نبود باز هم خد ارا دوست داشتيم .))
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷ ساعت 9:48 توسط محمدهاشم صفار
|
(زندگي چيست؟عشق ورزيدن / زندگي را به عشق بخشيدن )