مقاله اقتصادی(بازاريابي و مشتري مداري)
مسلماً هيچ شركتي توانايي كامل شكل دادن به محيطي را كه در آن كار مي كند ندارد ، لكن مي تواند اوضاع و احوالي را پديد آورده و از بين آن بهترين فرصتها را انتخاب نمايد. شناخت اين فرصتها مستلزم گسترش نگرش ما به بازار و بازاريابي است ، كه در اين مقال درصد تشريح مختصر آن برآمده ايم .
بـازاريـابـي :
براي احراز موفقيت در يك فعاليت توليدي ، فقط كيفيت مطلوب كالا يا قيمت مناسب آن كافي نيست ، بلكه مقولات ديگري مانند شناخت بازار ، شناخت خريداران ، ويژگيهاي مورد انتظار مصرف كننده ، تطابق خصوصيات كالا با نيازهاي بازار هدف ، بسته بندي و بسياري جنبه هاي ديگر مطرح است كه هر كدام بايد مورد بررسي ، ارزيابي و تصميم گيري واقع شوند تا كالايي توليد شود كه نياز مصرف كننده را تامين نموده و رضايت او را فراهم آورد .
دانش بازاريابي به مفهوم جديد ، متكي بر تجزيه و تحليلهاي زير است :
الف – تجزيه و تحليل توليد
چه كالايي توليد كنيم ؟
براي كي توليد كنيم ؟
چگونه توليد كنيم ؟
چه مقدار توليد كنيم ؟
تا چه زماني به توليد ادامه دهيم ؟
ب - تجزيه و تحليل مصرف كننده
خريداران چه كساني هستند ؟
چه چيزهايي خريداري مي شود ؟
چه كساني كالاي ما را مي خرند ؟
چرا كالاي ما را مي خرند ؟
چه مقدار از كالاي ما را مي خرند ؟
چگونه كالاي ما را مي خرند ؟
چه وقت كالاي ما را مي خرند ؟
از كجا كالاي ما را مي خرند ؟
هر چند وقت يك بار كالاي ما را مي خرند ؟
براي تشكيل هر بازار بايد چهار عامل زير وجود داشته باشد ؟
1- مصرف كننده يا تقاضا كننده 2- نياز يا احتياج 3- قدرت خريد 4- عرضه كننده يا توليدكننده
طبيعتاً قبل از اينكه توليدي صورت گيرد بايستي راجع به محصول ، مشتري و شناخت نيازهاي او تحقيقات كافي انجام گيرد . نتايج تحقيق نوع توليد و مقدار آن را مشخص مي كند .
نظامهاي بازاريابي :
الف -نظام محصول گرا : Product oriented Ñ كالا توليد مي شود صرفاً براساس منابع موجود و قابل صرفه بودن.
ب - نظام بـــازارگرا : Market oriented Ñ بررسي اولويت و تقديم نيازهاي مصرف كننده ، سپس توليد .
در اين خصـوص يكـي از عـوامــل مهـم تصميـم گيـري در بـازار محيـط بـازار ، مـي باشد اين محيط ، شامل تعداد خريداران ، پراكندگي محلي آنها ، قدرت خريد آنها ، سليقه ، نياز ، تمايل و ترجيحات خريداران ، سن ، جنس، عادات و رسوم ايشان ، تعداد مؤسسات رقيب ، انواع توليدات و كيفيت و قيمت آنها ، انواع كالاهاي مشابه و جانشين و قيمتها و شرايط خاص آنها و ديگر خصوصيات است.
برخي از داده هاي اقتصاد كلان مانند وضعيت توزيع درآمد ، وابستگي يا استقلال ، پيشرفت تكنولوژي ، ثبات يا بي ثباتي سياسي ، وضعيت تراز پرداختها ، تركيب سني و جسني و تراكم جمعيت در تصميم گيري اثرگذار است وضعيت رقابت ، تعداد رقبا ، سهم بازار هر يك از آنها ، كيفيت محصولات آنها ، برنامه هاي آينده آنها نيز در تصميم گيري اثرگذار مي باشد .
تقاضاي پنهان :
حالتي از تقاضاست كه كالا يا خدمت خاصي مورد احتياج مصرف كنندگان بالقوه است و اين احتياج به صورت آرزو يا آرمان يا خواست باطني وجود دارد ولي هيچ مؤسسه اي تا به حال به فكر توليد آن كالا نبوده است .
اهداف بازاريي :
1- بالا بردن سطح مصرف
2- افزايش رضايت مصرف كننده (توسعه ويژگيهاي محصول مانند قيمت مناسب ، كيفيت برتر ، دوام بيشتر و .... )
در نظام بازارگرا ، هدف اصلي ، تامين خواسته هاي مصرف كننده و كمك به او از طريق توليد كالاهايي است كه به آرزوهاي دور و نزديك او جامعه عمل بپوشاند .
3- تنوع محصول و افزايش شانس انتخاب
4- ارتقاء كيفيت زندگي
تقسيم بازار :
تقسيم بازار به معني جداسازي و تفكيك بازار برحسب مشتريان مختلف ، مناطق جغرافيايي ، مواد اوليه سازنده هر كالا ، فصول ، قاره ها ، كشورها ، سن ، جنس و ديگر موارد تمايز بين مشتريان است . بنگاههاي توليدي قبل از ورود به بازار بايد سهمي از يك بازار معين يا تمامي آن بازار را به عنوان هدف انتخاب كنند و تمام مساعي خود را براي دستيابي به بازار هدف يا سهم تعيين شده به كار ببندند .
معيارها و ضوابط زير مي توانند مبناي تقسيم بازار باشد :
عامل جمعيت ( گروه ها ، جنس ، سن جمعيت )
عامل رفتاري ( خواسته ها و انتظارات )
عامل بازاريابي (عرضه و تقاضا ، رقابت و .... )
عامل جغرافيايي ( آب و هوا و موقعيت ارضي )
شناخت كالا :
براي شناختن يك كالا تنها آگاهي از خواص فيزيكي ، شيميايي يا كاربرد آن كالا كافي نيست بلكه بسياري از اطلاعات ديگر بايد مورد استفاده قرار گيرد . بعضي از اين اطلاعات عبارتند از :
|
1- قيمت رقابتي |
2- نام كالا |
|
3- نام توليد كننده |
4- كيفيت كالا |
|
5- كالاهاي جانشين |
6- كالاي مشابه يا رقيب |
|
7- شكل و طرح و رنگ و بسته بندي |
8- ابعاد و اندازه كالا |
|
9- تسهيلات خريد |
|
] در بررسيهاي مربوط به شناخت مشتري و محاسبه ظرفيت فروش سه عامل مهم در نظر گرفته مي شود :
الف) نياز واحتياج
ب ) قدرت خريد يا توان پرداخت
ج ) انگيزه
بديهي است وجود نياز يا احتياج به تنهايي نمي تواند محرك خريد باشد ، بلكه الزماً بايد توان پرداخت وجود داشته باشد تا شخص بتواند بعنوان مصرف كننده يا مشتري بالقوه كالايي شناخته شود .[
10- زمان تحويل
11- خدمات حمل و نقل
12- تضمين مرغوبيت كالا
13- خدمات پس از فروش
منحني عمر محصول :
هر كلايي داراي يك دوره زندگي يا حيات است كه در آن فروش و سود معقول ، در برابر هزينه هاي توليد تلاش ها و خطرات احتمالي به دست مي آيد و پس از آن با تغيير شرايط اقتصادي ، پيشرفت هاي فني ، تغيير عادت و سليقه ، مدهاي جديد و بالاخره فشارهاي رقابتي ، فروش و سود كاهش مي يابد .
كارآفرين اقتصادي بايد ابتدا بازارهاي موجود را براساس ضوابطي مانند موقعيت جغرافيايي ، وضعيت درآمد ، نوع كالا ، طرز مصرف و بسياري از عوامل ديگر به بازارهاي كوچكتر تقسيم كند . سپس آسان ترين يا در دسترس ترين بازار را انتخاب و فعاليت خود را آغاز نمايد .
پيش بيني مقدار فروش :
پيش بيني به دو صورت روشهاي كمي و كيفي انجام مي شود :
روشهاي كيفي :
الف) تخيمن اقتصادي ، با توجه به وضعيت فروش صنعت و سهم بازار هر توليدكننده ، همچنين شرايط اقتصادي مانند ميزان تورم ، بيكاري ، مخارج ، پس اندازها ، صادرات ، سطح درآمد عمومي و غيره ، صورت مي گيرد .
ب ) نظرسنجي از افراد خبره : عاملان يا دلالان شبكه عمده فروشي ، خرده فروشي يا كارگزاران ..............
ج ) نظرات افراد شاغل در بخش فروش
روشهاي كمي :
الف) روش آناليز سريهاي زماني
ب ) روش سال آخر ، در اين روش ، آمار فروش سال آخر ، مبناي پيش بيني فروش سال آينده است .
ج ) روش ميانگين رياضي ، در اين روش ميانگين رياضي چند سال گذشته مبناي محاسبه و تخمين مقدار فروش سال آينده قرار مي گيرد .
د ) روش تعيين خط روند (TREND)
نقش تعيين كننده پيش بيني مقدار فروش :
در يك بنگاه يا واحد توليدي ، با توجه به برآورد ميزان فروش ، مقدار توليد تعيين مي گردد ، ميزان مواد اوليه مورد نياز براي دوره يا سال بعد مشخص مي شود . پرسنل لازم تعيين مي شود ، تعداد وسايل نقليه ، حجم انبار ، سرمايه درگردش و .....
معمولاً مقدار فروش براي دو دوره كوتاه مدت و بلند مدت تعيين مي شود . پيش بيني هاي بلند مدت از نوع پيش بيني هاي استراتژيك و داراي اهميت است و پيش بيني كوتاه مدت از نوع فعاليتهاي اجرايي و جزئي از برنامه هاي بلند مدت بنگاه است .
حربه هاي فروش :
|
الف) كيفيت برتر |
ب ) قيمت پايين تر |
ج ) ارائه ضمانت نامه و خدمات بعد از فروش |
|
د ) تسهيلات خريد |
هـ) بسته بندي و طرح و رنگ |
و ) زمان تحويل |
|
ز ) تعداد عوامل فروش |
ح ) ارائه سرويس بهتر |
ط ) تبليغات دائمي و فراگير |
|
ي ) توسعه ويژگيها |
ك) تمركز روي نيازهاي مصرف كننده |
|
روند تبليغات :
در ابتـدا فقـدان آگاهــي از وجـود يك كالا مـي باشــد Ñ آگاهــي كلي نسبـت بـه وجـود يــك كالا ايجـــاد مي شود Ñ آگاهــي خاصي نسبت بـه مشخصات يك كالا Ñاحساس نياز نسبت بـه استفاده از يك كالا ايجاد مي شود Ñترجيح نام تجاري معين و سپس متقاعد كردن خريدار نسبت بــه خريد كالاي خاص Ñ خريد انجام مي شود .
مراحل اساسي در برنامه ريزي تبليغات به منظور پيشبرد فروش ؛
1- شناخت كامل كالا
2- شناخت كامل مشتري ، سليقه نياز درآمد و شرايط خاص او
3- شناخت گروههاي مرجع
4- شناخت مشتريان بالقوه
5- شناسايي روشهاي ايجاد انگيزه در مشتريان بالقوه به قصد ترغيب آنها به خريد و تبديل آنها به مشتري بالفعل
6- محاسبه و تخمين مقدار فروش در سال يا دوره آينده
هزينه يابي و قيمت گذاري :
عوامل موثر در تعيين قيمت يك كالا يا خدمت
|
1- مقدار ، نوع و كشش تقاضا |
2- مقدار ، نوع و كشش عرضه |
|
3- انواع هزينه هاي توليد |
4- وضعيت رقابت |
|
5- نوع كالا يا خدمت |
6- قوانين و مداخلات دولت |
|
7- رقابت مصرف كننده |
8- تبليغات و عوامل انگيزشي |
مهمترين مشكلات بنگاهها از نظر هزينه يابي و قيمت گذري عبارتند از :
عدم آشنايي با انواع هزينه ها و آثار آنها بر قيمت و سود (هزينه هاي توزيع ، بازاريابي ، سربار ، هزينه فرصت)
بطور كلي دو نوع هزينه وجود دارد :
1- هزينه مستقيم (مواد اوليه ، دستمزد و .......... )
2- هزينه غيـرمستقيم (بالاسري) شامـل انــواع هـزينـه هـايــي كه بــراي اداره يــك بنــگاه بــايــد پـرداخت شــود .
تقسيم بندي ديگر از هزينه ها
1- هزينه ثابت ، هزينه هايي هستند كه تابع مقدار توليد نيستند (هزينه اجاره و ......)
2- هزينه متغير ، برحسب مقدار توليد تغيير مي كنند
يك تقسيم بندي ديگر
1- هزينه متوسط ، هزينه اي كه به واحد توليد تعلق مي گيرد
2- هزينه نهايي ، هزينه آخرين واحد توليد شده
3- هزينه فرصت ، هزينه عدم استفاده از امكانات يا شرايط ديگر
موقعيتهاي بازار:
1- رقابت كامل : اثرگذار به قيمت نيست ، جانشين دارد ، ورود به صنعت امكان پذير است ، كالاها متجانس
2- انحصار كامل : تعيين كننده قيمت ، جانشين ندارد ، ورود به صنعت امكان پذير نيست ،
3- رقابت ناقص : كالاها متجانس نيستند ، تا حدودي اثرگذار بر قيمت ، ورود به صنعت امكان پذير است .
4- رقابت محدود
كــــالا :
1- مفرض ، در جريان توليد به مرحله نهايي و قابل مصرف رسيده اند
2- واسطه ، عموماً در صنايع مورد استفاده هستند و ضمن اينكه كالاي نهايي كارخانه توليد كننده مواد اوليه مي باشند براي كارخانه ديگر حكم مواد اوليه يا نيم ساخته را دارد .
3- سرمايه اي : كالاهايي هستند كه براي توليد كالاهاي ديگر به كار مي روند و قادر به ايجاد تغييراتي در ارزش افزوده كالاها هستند .
انواع روشهاي قيمت گذاري :
الف) روش سنتي يا كلاسيك (برخورد عرضه و تقاضا) البته اين روش فقط در شرايط رقابت كامل قابل استفاده است .
ب ) روش قيمت بازار ، در اين روش بدون توجه به مياني رياضي مالي ، اقتصادي و ...... و صرفاً به تبع نوسانات سطح عمومي قيمتها ، قيمت كالاها يا خدمات رقيب ، جانشين ، انگيزه هاي رواني مصرف كنندگان و ...... قيمت تعيين مي شود . در اين روش استدلال توليد كننده يا عرضه كننده آن است كه در اين قيمت ، مشتري حاضر به خريد است يا بازار عكس العمل منفي ندارد .
ج ) روش حسابداري قيمت تمام شده : (روش جمع هزينه ها انجام شد)
د ) روش نقطه سربه سر : نقطه اي است كه در آن درآمدها و هزينه ها مساوي هستند و در حقيقت سود صفر است .
هـ) روش تجزيه و تحليل نهايي : (مورد استفاده در حالت انحصار توليد يا عرضه)
و ) روش قيمت گذاري نفوذي ، اين روش براي نفوذ به بازار است با قيمت پايين در حد قيمت تمام شده يا حتي كمتر از آن ، بيشتر براي كالاهاي مصرفي مورد استفاده قرار مي گيرد .
ز ) روش قيمت گذاري به قصد تحريك بازار
قيمت بالا را مي توان به سادگي كاهش داد ولي قيمت پايين را به سختي مي توان افزايش داد .
قيمت بالا ، تصوري از كيفيت خوب در ذهن مصرف كننده ترسيم مي كند .
نيازهاي اطلاعاتي :
1- مشتريان بنگاه چه كساني هستند ؟
2- چرا محصول بنگاه خريداري مي شود ؟
3- چه مقدار از محصول بنگاه توسط هر كاربر خريداري مي شود ؟
4- كانالهاي توزيع كدامند؟
5- چه مقدار از كالاي توليدي بنگاه را مي توان در بازار فروخت ؟
6- بازار اين محصول را به چند قسمت مي توان تقسيم كرد ؟
7- روند آتي بازار چگونه است ؟ در شرف محدود شدن است ؟ يا آنكه مصرف رو به افزايش خواهد گذاشت
8- رقباي بنگاه چه مؤسساتي هستند؟
9- برنامه هاي خاص آنان چيست ؟
10- نقاط قوت و ضعف رقبا چيست ؟ سياستهاي آينده آنان چيست ؟
11- اوضاع اقتصادي از نظر مراحل بهبود ، رونق ، بحران و ركود چگونه است ؟
12- مقررات دولت در مورد اين صنعت خاص چگونه است ؟
13- كالاي توليدي اين بنگاه داراي چه صفات و مزاياي مهمي است ؟
14- نيروهاي كيفي درون بنگاه از نظر جهت هاي لازم در زمينه هاي بازاريابي ، توليد ، امور مالي و فني چگونه اند ؟
15- كدام قيمت از بازار ، برحسب سن و جنس ، تحصيلات ، پراكندگي جغرافيايي و غيره ، ...... مصرف كننده محصولات اين بنگاه است ؟
(زندگي چيست؟عشق ورزيدن / زندگي را به عشق بخشيدن )