چرا تصادفات جاده ها در ایران بالاست
نه فکر نمی کنم ، اینها همه علت و دلیل وجود مسئله هستند و نه معلول آن .
مدتی قبل مطلبی را خواندم که اشاره به نیاز به ادرنالین در فرد انسانی می کرد و گویا این ماده ،احساسی از شاد ی و سرزندگی در فرد ایجاد می نماید والبته عنوان مینمود این ماده وقتی ترشح می شود که فرد اقدام به کارهای پر تحرک می کند.آیا نوع رانندگی مابه واسطه این نیاز است و آیا روش دیگری برای براورد آن نیست ؟ دقت کرده اید وقتی به تماشای یک مسابقه ورزشی می روید و یا اینکه در جمع دوستان و یا خانواده به تماشای یک رویداد ورزشی مخصوصا اگر ملی باشد می پردازید چرا این همه احساس شادی در ما پررنگ میشود ؟ یادم می آید سال ۱۳۷۷وقتی تیم فوتبال ایران در مقابل استرالیا برنده شد با بچه ها از خو ابگاه دانشگاه تهران زدیم بیرون و رفتیم میدان ولی عصر ملت سر از پا نمی شناخت دوتا ماشین به هم خوردند و جالب بود که هر دوراننده از ماشین بیرون امدند و همدیگر را بوسیدند منظره جالبی بود که تابحال تو تهران ندیده بودم به شخصه من آنروز احساس کردم که همه ملتمو دوست دارم و حاضرم براشان همه کاری بکنم و مسلما کاری نکنم که این ملت و جز به جزء نفرات آن از من دلگیر بشند همه می خندیدند . این فکر میکنم آن چیزی است که در جامعه ما خیلی کمرنگ شده . تا حالا فکر کرده اید چرا دوستان دوران کودکی این همه براتون دوست داشتنی هستند و حاضرید برای اونا وقت بیشتری بگذارید تا همکارانتان در محل کار؟ چرا کارهای تیمی در کشور ما درست جواب نمی ده چرا برنامه های توسعه راه به جایی نمی برده چرا هدف ملی آرزوی همه ما نیست . و چرا در سازمانهایمان و شرکتهایمان استراتژیها و برنامه هایمان محقق نمی شود . تعدادی از کارشناسان اقتصادی تعریف جدیدی از پارامترهای توسعه کرده اند و اشاره به تعداد جشنها و فستیوالهای ملی دارند که در هر کشوری برگزار می شود .رونشناسان و جامعه شناسان نیز اشاره به این دارند که در جمع احساس بهتری از شادی به فرد دست می دهد .تنهایی دیدن یک مسابقه فوتبال چندان جالب و زیبا نیست و ما کسانی را بیشتر دوست داریم و حاضریم براشون وقت بگذاریم که ایام خوشی را با آنها گذرانده ایم مشکل ما مسئله زیاد بزرگی نیست باید بتوانیم خندیدن و شاد بودن با هم را تمرین کنیم .فراموش نکنیم ما یک ملت ایم .
(زندگي چيست؟عشق ورزيدن / زندگي را به عشق بخشيدن )