مدتهاست در روزنامه ها و رسانه ها به این مطلب برخورد کرده ایم که آمار تصادفات جاده ای در کشور بالاترین نرخهای جهانی است به عنوان نمونه گفته می شود طی سه روزپس از تعطیلات عید فطر نزدیک به ۱۶۵نفر طی حوادث جاده ای فوت نمود ه اند . صرف نظر از   هزینه های اجتماعی مسئله، براستی دلیل وقوع این حجم بالا از تصادفات چیست؟ آیا صرفا می توان جاده های خراب، ماشینهای فاقد کیفیت مطلوب و نداشتن اهرمهای امنیتی مانندسیستم  ترمزضد قفل را مقصر این موضوع دانست ؟چرا ما قوانین و مقررات را درست و به موقع رعایت نمی کنیم ،چرا همه ما در هنگام رانندگی فکر می کنیم یکه تاز بی رقیب میدان هستیم و حوادث برای دیگران است و کسی شوماخر تر از ما نیست .چرا احترام به حقوق دیگران این همه برای ما کم ارزش شده است  و نشانگر زرنگ بودن ؟ چرا تمام کمبودهای زندگی را می خواهیم در سرعت بیشتر و ندیدن دیگران جبران کنیم ؟ سرمایه های اجتماعی از قبیل (رعایت قوانین ،احترام به حقوق دیگران چه مادی و چه معنوی) که امروز از آن به عنوان پارمترهای زیر بنایی رشد و توسعه هر کشوری قلمداد می شونددر کشور ما در چه وضعی هستند و چرا اینگونه شدند. چرا ما از دیدن رنج و محنتی که بر دیگران تحمیل می کنیم دچار ناراحتی نمی شویم ؟دقت کنید هر یک از ما هنگامی که دوبله پارک می کنیم و یا اعمال غیر متعارف در خیابانها انجام میدهیم مشکلی برای سایرین ایجاد  کرده ایم . آیا اگر این سایرین برادر و یا فرزندان خود ما بودند حاضر به این اعمال بودیم چرا این همه با هم غریبه شدیم و دوست داریم دیگران نباشند تا ما بهتر بتوانیم فضا  برای نفس کشیدن داشته باشیم ؟ چرا از بودن در کنار هموطنان خود  چندان احساس لذت و شادکامی نمی کنیم و مشکل آنها مسئله ما تلقی نمی شود ؟ آیا زودتر رسیدن ما برابربا ارزش زندگی سایرین است ،و این سایرین در نظر ما از چه ارزش وجایگاهی برخوردار هستند .آیا فکر می کنید اگر  سرهر چهارراه و در امتداد جادها مامور گذاشته شودو تمام جادههایمان اتوبان شود مشکل حل خواهد شد .

نه فکر نمی کنم ، اینها همه علت و دلیل  وجود مسئله هستند و نه معلول آن .

مدتی قبل مطلبی را خواندم که اشاره به نیاز به ادرنالین در فرد انسانی می کرد و گویا این ماده ،احساسی از شاد ی و سرزندگی در فرد ایجاد می نماید والبته  عنوان مینمود این ماده وقتی ترشح می شود که فرد اقدام به کارهای  پر تحرک می کند.آیا نوع رانندگی مابه واسطه این نیاز است و آیا روش دیگری برای براورد آن نیست ؟ دقت کرده اید وقتی به تماشای یک مسابقه ورزشی می روید و یا اینکه در جمع دوستان و یا خانواده به تماشای یک رویداد ورزشی مخصوصا اگر ملی باشد می پردازید چرا این همه احساس شادی در ما پررنگ میشود ؟ یادم می آید سال ۱۳۷۷وقتی تیم فوتبال ایران در مقابل استرالیا برنده شد با بچه ها از خو ابگاه دانشگاه تهران زدیم بیرون و رفتیم میدان ولی عصر ملت سر از پا نمی شناخت دوتا ماشین به هم خوردند و جالب بود که هر دوراننده از ماشین بیرون امدند و همدیگر را بوسیدند منظره جالبی بود که تابحال تو تهران ندیده بودم به شخصه من آنروز احساس کردم که همه ملتمو دوست دارم و حاضرم براشان همه کاری بکنم و مسلما کاری نکنم که این ملت و جز به جزء  نفرات آن از من دلگیر بشند همه می خندیدند  . این فکر میکنم آن چیزی است که در جامعه ما خیلی کمرنگ شده . تا حالا فکر کرده اید چرا دوستان دوران کودکی این همه براتون دوست داشتنی هستند و حاضرید برای اونا وقت بیشتری بگذارید تا همکارانتان در محل کار؟ چرا کارهای تیمی در کشور ما درست جواب نمی ده چرا برنامه های توسعه راه به جایی نمی برده  چرا هدف ملی آرزوی همه ما نیست . و چرا در سازمانهایمان و شرکتهایمان استراتژیها و برنامه هایمان محقق  نمی شود . تعدادی از کارشناسان اقتصادی تعریف جدیدی از پارامترهای توسعه کرده اند و اشاره به تعداد جشنها و فستیوالهای ملی دارند که در هر کشوری برگزار می شود .رونشناسان و جامعه شناسان نیز اشاره به این دارند که در جمع احساس بهتری از شادی  به فرد دست می دهد .تنهایی دیدن یک مسابقه فوتبال چندان جالب و زیبا نیست و ما کسانی را بیشتر دوست داریم و حاضریم براشون وقت بگذاریم که ایام خوشی را با آنها گذرانده ایم  مشکل ما مسئله زیاد بزرگی نیست باید بتوانیم خندیدن و شاد بودن با هم را تمرین کنیم .فراموش نکنیم ما یک ملت ایم .