درخصوص نرخ سود ، وضعیت اعتبارات  سیستم بانکی و اثر آن بر سرمایه گذاری مقالات و گزارشات مفصلی در نشریات و مقالات به چاپ  رسیده است و این قلم قصد آنرا ندارد که به کنکاش موضوع ارتباط بین نرخ تسهیلات بانکی، نرخ تورم و یا آنچه امروزه از آن به عنوان هزینه های پول توسط  مقامات بانکی کشور نام می برند بپردازد اگرچه در همان نیز حرف و حدیث بسیار است و تضاد ، قصد دارم اززاویه دیگری به تحلیل مسئله بپردازم . 

گیرندگان اعتبارات چه کسانی هستندو چرا اقدام به اخذ اعتبار می نمایند ؟آیا سود دریافتی سیستم بانکی تضادی باکارکرد بانکداری اسلامی که به نظر می رسد معتقد است سود دریافتی بایستی بخشی از منفعت به دست آمده توسط سرمایه گذار (توجه کنید سرمایه گذار نه مصرف کننده )باشد، ندارد .آیا استقبال از اعتبارات بانکی با نرخهای بالادلیلی بر رونق بازار کسب و کار است و آیا تمامی تسهیلات گیرنده گان در کار تجارتند ؟آیا تولیدات صنعتی آن مقدار سود آور است که بتواند از عهده نرخهای بالای اعتبارات مالی برآید و آیا اگر شخصی و یا تولید کننده ای  برای رفع و رجوع زخمهای زندگیش و یا ادامه کار تولیدش  ناگزیر به اخذ اعتبارات بانکی گردد بایستی بابت باز پرداخت این اعتبارات دچار مشکلات افزون تری گردد. بارها مسئولین بانکی به این مسئله اشاره کرده اند که موکلین سپرده گذارن هستند و سیستم بانکی نیز یک بنگاه اقتصادی است که بایستی به دنبال سود و زیان و منفعت خود باشد . و مردم و تولید کننده گان اگر منفعتی در دریافت اعتبارات افزون تر از آنچه که به سیستم بانکی پرداخت می کنند نبینند اقدام به اخذ اعتبار نمی کنند. خوشبختانه ترازنامه های مالی سسیتم بانکی گویای این است که در این امر موفق بوده اندو یکطرف قضه منفعت خودش را از این معامله گرفته است .اما طرف دیگر در چه وضعیت و شرایطی است صحبت از تجار و معامله گران در بازار نیست که به لطف تورم یکی را ده تا کرده اند ،صحبت از مردمی است که به واسطه باز پرداخت اصل و سود اعتبارات از شکم زن و بچه خود زده اند صحبت از تولید کننده گانی است که به دور باطل اخذ وامهای مجدد با نرخهای بالاتر و مبالغ بیشتر افتاده اندو توسعه کیفی بنگاه خود را فدای باز پرداخت نرخ بالای سود اعتبارات نموده اند و در این میان آنچه قربانی شده است اشتغال و منفعت جامعه و دست نیافتن به توسعه ملی بوده است