توجیح اقتصادی یا سیاسی اعتبارات بانکی
اما دو نکته به نظر می رسد در این قبیل گزارشات کمتر دیده می شود . نکته اول روش نوشتن طرح. در بیشتر مواقع تهیه کنندگان به برآورد هزینه های کارپرداخته و سپس درصدی را به عنوان سود به کل طرح اضافه نموده و عنوان میکنند که طرح قابل انجام است ، در حالی که مشخص نیست آیامی توان از قیمت تمام شده انتظار پرداخت توسط مصرف کنندگان را داشت.و مسئله دوم اینکه این طرحها اغلب دارای نرخ سود بالا نیز برآورد می شوند . (و اگر براورد نشود آن قدر آمار و ارقام را دست کاری می کنند که با درخواست بانک منطبق باشد ، خوب چاره ای نیست در غیر این صورت کار انجام نمی شود . آدمی یاد بعضی قراردادها می افتد که دست ترکمانچای و گلستان را نیز بسته اند . حرف اینجا منطق و اصول نیست همین است که هست در غیر اینصورت خدانگهدار ). راستی مقصر چه کسی و یا چه منطقی است .
چند مدت قبل یکی از دوستان به مسائل مطرح شده در کتابهای درسی بچه ها اعتراض داشت و عنوان می کرد چون خود فرزندش نمی تواند ازعهده این مسئله برآید خود قبول زحمت می نماید .من در پاسخ این دوستمان عنوان کردم آخر وقتی شما به حل موضوع می پردازید مدرسه و سیستم آموزش و پرورش از کجا به این حقیقت پی ببرد که این مسئله در حد و اندازه های فرزند خردسال شما نیست و بایستی درآن تجدید نظر کند .
بنابراین در موضوع نرخهای بالای سود بانکی شاید یک طرف مشکل خود ما تولید کننده گان باشیم که بارها با طرحهای توجیحی مان به بانک اعلام کرده ایم که سود در تولید بسیار است و ما چه ها که نمی کنیم . خوب سیستم بانکی نیز که فکر می کند خوان نعمت گستر ده است مطالبه حق خود را می کند اشتهایی را که خود ما ایجاد کرده ایم .
(زندگي چيست؟عشق ورزيدن / زندگي را به عشق بخشيدن )