صنعت خودرو یکی از صنایع مشهود و قابل لمس جامعه ماست که اکثریت ما به صورت مستقیم و غیر مستقیم با آن درگیر هستیم . قصد این قلم این نیست که به حمایت از صنعت خودرو ، نقش ایجاد اشتغال و یاد گیری صنعتی در آن بپردازم و یا اینکه نقاط ضعف آنرا به لحاظ کیفیت ، قیمت  و خدمات پس از فروش مطرح کنم همگی ما تقریبا با این مقولات آشناهستیم . اما نکته ای که به نظر می رسد کمتر مورد توجه بوده است این واقعیت  است که منافع این بازارانحصاری نصیب چه بخشهایی شده است ؟و چرا این صنعت و بسیاری از بخشهای صنعتی که از شرایط انحصاری بازار سود برده اند نتوانسته اند این سود را به توسعه بنگاه تخصیص دهند؟ 

براساس مدلهاي اقتصاد بازار، هنگاميكه يك توليدكننده، در موقعيت انحصاري قرار مي گيرد مي تواند با كنترل روي حجم فروش، محصولات توليدي را با قيمتهائي به مراتب بالاتر از هزينه تمام شده ( قيمت رقابتي ) عرضه نموده و از اين حيث سود اقتصادي كسب نمايد.(تعریف سود اقتصادی متفاوت از سود حسابداری است و بیانگر هزینه های فرصت نیز می گردد)

 دو مسئله در شرايط فوق قابل ذكر است: اولاً آیا انحصار و شرايط انحصاري به نفع توليد كننده يا مصرف كنندگان است ؟در پاسخ باید گفت ، اين موضوع مسئله پيچيده اي است كه سالهاست در آمريكا، اقتصاددانان بر روي آن بحث مي كنند.به اعتقاد گروهی در شرايط انحصاري، حجم توليد نسبت به شرايط رقابتي پايين تر بوده و با قيمت هاي بالاتر مصرف كنندگان مورد ستم واقع مي شوند، لذا لازم است مكانيسم هاي لازم را جهت از بين بردن شرايط انحصاري مهيا نمود. قدرت تحليلي اين اقتصاددانان و اثر بخشي آنها بر سياستگزاران سبب شد تا در سالهاي اوليه دهه 1970  قوانين ضد كارتل و تراست در آمريكا وضع گرديده و دولت درصدد از بين بردن هرگونه شرايط انحصاري برآيد.

اما موضوعي كه گروه دوم از اقتصادانان بر آن تاكيد داشتند منافع حاصل از انحصار در بلند مدت بوده است ، به اعتقاد اينان نگرش كوتاه مدت گروه اول در خصوص زيان مند بودن انحصار بر مصرف كنندگان، در بلند مدت نمي تواند درست بيان شود.

به اعتقاد اينان سود انحصاري در صنعت منابع لازم براي تحقيق و توسعه را فراهم نموده سبب رشد و توسعه تحقيقات صنعتي و نهايتاً با رشد صنعتي، ساختارهاي توليدي به منافع حاصل از مقياس رسيده، و با كاهش قيمت تمام شده منافع مصرف كنندگان جامعه ماكزيمم می شود . مثالهائي از قبيل شركتهاي بزرگ خودروساز، شركتهاي كامپيوتري و .... نمونه بارز اين چنين الگوهائي است. ( در شرايط رقابتي سود اقتصادي وجود ندارد تا صرف هزينه هاي تحقيق و توسعه گردد )

بنابراين نكته مهم در انحصار يك بخش ویا یک صنعت خاص، نه صرف داشتن  انحصار بلكه چگونگي جهت گيري و استفاده از منافع حاصل از انحصار است.

اما وضعیت صنعت خودرو در ایران چگونه است : گزارشات و تحلیل های دریافتی از کارشناسان و احاد جامعه بيانگر انحصاري بودن صنعت خودرو و دستيابي اين صنعت به سودهاي قابل توجه است. اما آيا سودهاي فوق در خود سيستم سرمايه گذاري، و سبب رشد و توسعه ساختارهاي سيستم گرديده، يا به طرق مختلف از سيستم خارج شده است

گزارشات مالي شركتهاي فوق بيانگر اين است كه درصد عمده اي از سود شركتها (بین ۵۰ تا ۶۰درصد)به واسطه بالا بودن نرخ سود اعتبارات دريافتي وپيش فروش خودروها، از اين سيستم انحصاري جذب سيستم انحصاري ديگري به نام شبکه بانکی کشور گردیده است.(ایجاست که به اصلاح می گویند به نام یکی و به کام یکی دیگر)بنابراين از قبل منافع انحصاري خودروسازان نه ملت بلکه ارائه دهندگان منابع مالي منتفع گرديده اند و بايستي رشد  قارچ گونه آنها را مرهون انحصاردر بخش توليد دانست.

لذا به نظر می رسد بخشی از مشکل  صنعت خودرو در این است که سود انحصاري خودروسازان به طور كامل در اين بخش هزينه نگرديده كه امروز خواهان سرآمد بودن توليدات اين بخش در صنعت كشور باشيم، در مورد بسیاری دیگر از بخشهای صنعتی کشور نیز حدیث همین است که بیان شد.