یکی از دوستان شرکت گاهی شعری را با این مطلع می خواند که :خدایا بر آن بنده باید گریست که دخلش بود نوزده ، خرجش بیست . امروز دیدمش، گفتم چه خبر ، گفت کار از گریستن گذشته دخل شده ۱۰ خرج ۴۰

یاد گزارش رئیس مرکز آمار ایران افتادم که روز گذشته اعلام کرد : متوسط درآمد ماهیانه یک خانوارشهری(۴ نفره) ۷۸۰هزار تومان و متوسط هزینه ۸۲۶ هزار تومان است . یعنی به طور متوسط خانواده های شهری ماهیانه با کسری بودجه ۴۶  هزار تومانی مواجه هستند . حال این کسری را چگونه جبران می کنند !؟، من که موندم مسئله را از نظر اقتصادی چگونه تحلیل کنم چون ،خانوارها که دولت نیستند وامکانات اونو ( مثل داشتن بانک مرکزی ) ندارند که بگویم می روند سراغ اسقراض از سیستم بانکی ، چاپ اسکناس و در نهایت اجازه از مجلس برای برداشتن از حساب ذخیره ارزی . حال اگر متوسط جامعه کسری داشته باشد بدین معنا است که پس اندازی انجام نشده و در نهایت سرمایه گذاری و رشدی محقق نخواهد شد و در نتیجه وضع جامعه هر روز بدتر از دیروز خواهد شد . اما اگر این مسئله ،صورت قضیه است و به قول بعضی مسئولین واقعیتها بیانگر این هستند که روز به روز وضع جامعه در حال بهتر شدن است و آمارها دروغ می گویند باید فکری به حال این آمارهای متناقص و دردسر ساز کرد !؟