چند روزی است که دارم سعی می کنم بازگشتی به نوشتارها و گفتارهای قدیم که آنها را زیاد شنیده ایم ولی شایددرک روشنی از آنها نداشته ایم بیاندازم حقیقت این است که در هر زمان ظرف ذهنیمان از مسائل خاص آن زمان کوچکتر است و به همین دلیل بعضا نمی توانیم به راحتی ازپس مشکلات امروز خود و جامعه مان بر آییم ولی هنگامی که نگاهی به گذشته و مشکلات دیروز خود می اندازیم به نظرمان خیلی ساده و حتی بچگانه میایند  گویا در هر زمان مسائل جلوتر از ما در حال حرکت هستند،و آگاهی ما فقط به درد مسائل گذشته می خورد .موضوع وقتی پیچیده تر می شود که می فهمیم برای مشکلاتمان پاسخهایی بوده و هست، به عبارتی ،افراد و جوامع دیگر نیز در پارهای از موارد به مشکلات و مسائل ما رسیده اند و راه کارهایشان را مکتوب کرده اند ولی مابدون تامل در این مسئله فقط خواهان آن هستیم تا تجربیات دیگران را دوباره بیازمائیم و یا حتی آنها را نادیده بیانگاریم .

در حالی که آنچه را واقعانیاز داشتیم تفکر وتعمل برمسیر حرکت یافته های دیگران وتعیین اینکه آیااین مسیر با روش علمی،و شرایط زمانی و مکانی ما و جامعه مان هم خوانی داردیا نه و نهایتاتعیین مسیر خاص خود بوده است .

در این میان لازم است چند نکته را به یاد داشته باشیم از مراجع دانش غلط و بی ارزش دوری کنیم و نگذارم رسم وعادت و پیش داوری عمومی و حتی جهانی صرفا مبنایی برای نتیجه گیری ما باشد،باید در جمع باشیم ولی اجازه ندهیم که تفکرو استنباط جمعی سدی بر تفکر فردی و تصمیم گیری ماباشد،حقیقت لزوما آنچیزی نیست که جمع می پذیرندو بدان اعتقاد دارند و سرانجام اینکه مغرور به دانش خود نباشیم . گویندبه ادیسون ایراد گرفتند که ارزش این هزاران آزمایشی که انجام دادی وفقط چند تا آنها جواب داد در چه بود . در پاسخ گفت تا دیگران انجام ندهند و وقت خود راتلف نکنند.