دیروز با یکی از دوستان مشغول صحبت بودم شکایت داشت از اینترنت!؟ گفتم جریان چیه ؟گفت ،یک موضوعی را که جستجو می کنی اولا هزارتا وب سایت و وبلاگ میآید که همگی معترفا به موضوع پرداخته اند ،وارد هر کدوم که می شی ،البته با هزار تا سلام و صلوات و با این وضعیت خراب سرعت اینترنت تا بیاید بالا نصف عمرت بر باد فنا رفته ،تازه می بینی فقط یک عنوان است و بعضا یک تکرار خبری.هیچی دستگیرت نمی شه و ناچاری کارو از اول دنبال کنی .

خیلی ازاین وب سایتها و وب لاگ ها هم که شده خانقاه آدمهای عاشق ، حالا این عشق یا عشق به کپی رایت و اسم در کردن و عنوان و خود شیرینیی هست، یا حکایت فرهاد و شیرین و لیلی و مجنون .بعضی هاشونم مال ادارات دولتی هست که کارمنداشون رجوع می کنن تا ببینند تعاونی چی میده و یا فیش حقوقیشان را بگیرند،تعدادی ازانهاهم که یکسری گزارشات آماری یا تحلیلی گذاشتند ، اولا قدیمی هست و دوما نه می شه به آمارشون استناد کردو نه به تحلیل هاشون .خلاصه شلم شوربایی است که نگو و نپرس . بعضی ها هم که فقط دنبال این هستند تا همدیگر را کامنت کنن تا لااقل اینجوری شاید آمار بازدیدکننده هاشان زیاد شه .از اون طرف یکعده هم برای هم دیگه قربون صدقه می رن و کامنت می زارن که بابا تو دیگه کی بودی و خیلی نازی و  ای عاشق سوخته و ....

خلاصه با این وضعیت به نظر نمی رسه به جایی برسیم .می گم بابا زیاد تند نرو نمی شه که همش از آدمها بخواییم جدی باشند و دنبال مقالات علمی و ادبی.آخه گاهی اوقات یک شعرو یک تصویر ساده هزار تا حرف نگفته داره ،و پر بارتر از هزاران کلام و مقاله علمی ادبی است .

می گه این درست، ولی فکرنمی کنی لازم است یک کم حرف جدی، هم تو این جور جاها داشته باشیم،نمی گم آدماهمه برن دنبال تحقیق و تفحص لااقل می تونن یکم دقیقترآدمها و دنیای اطرفشان را ببینند و اونو بنویسند . حداقل اگر این کار را نمی تونند انجام بدن ،تو نظراتی که می گذارن پخته تر و دقیقتر باشند ،با قربون صدقه هم رفتن که به جایی نمی رسیم .می گم بابا آخه ،عشق و دوستی است که به آدما انگیزه و اشتیاق می ده و اونها را میاره پشت اینترنت.می گه باشه قربون صدقه هم برن ،ولی تو این میون یک چیزی هم به همدیگه یاد بدن، جای دوری نمی ره.