فرصتها و چالشهای صندوق توسعه ملی
دولت در ماده ۸۰ لایحه برنامه پنجم به موضوع صندوق توسعه ملی پرداخته است اما به نظر نمی رسد این ماده گویای تغییر نگاه به نفت باشد.گویا قرار است تجربه حساب ذخیره ارزی با اسم و عنوانی دیگر تکرارگردد . اما چه باید کرد؟سوال نخستی که مطرح می شود ، جایگاه نفت و صندوق توسعه ملی در ایجاد و زمینه سازی حرکت توسعه ملی چیست ؟و واقعا ما چه انتظار و نگاهی به نفت داریم ؟هدف کاهش وابستگی دولت به نفت است ،یا ملت به نفت و یا هر دو به نفت ؟اگرهدف ایجاد ذخیره برای نسلهای آتی است، چگونه ذخیره ای مد نظر است ؟ارزی یا سرمایه ای؟چرا راهکارهایی که خرد جمعی و کارشناسی در یک پروسه بلند مدت مطالعه شده به آن می رسد به واسطه مشکلات ، نگاههاویا درخواستهای کوتاه مدت و مقطعی کم رنگ می شود و نهایتا از بین می رود؟ آیا توسعه صرفا هدفی کوتاه مدت در غالب یک برنامه و یا دولت است؟ چرا قوانین در بطن خود از چنان شفافیت دراهداف ، اجرا ، نتایج و کنترل برخوردار نیستند تا نتوان به راحتی خدشه ای بر آنها وارد نمود و نهایتا چه استراتژی و برنامه مدونی بایستی بر عملکرد صندوق توسعه ملی حاکم باشد تا ما را از هدف مهمتر مان که همانا حرکت توسعه ملی است باز ندارد. فراموش نکنیم صندوق وتشکیل آن هدف نیست بلکه صرفا یک وسیله است.
امروز در شرایطی قرار گرفته ایم که به نظر می رسد از یک طرف برنامه حساب ذخیره ارزی به نتایج و اهداف خود نرسیده است و از سوی دیگر خرد جمعی به این امر واقف گردیده که نمی توان اقتصاد ملی را همچنان بر دوش نفت سوار نمود و ظرفیت اقتصاد نفتی نمی تواند جامعه را به سر انجام مقصود راهنمود گردند .صندوق توسعه ملی می تواند ما را به هدف نزدیک نماید مشروط به آنکه از استقلال کافی برخوردار بوده و از نگرشهای کوتامدت بری باشد. منابع و مخارج صندوق بایستی از شفافیت در عنوان و اجرا برخوردار باشد و قابلیت پی گیری و کنترل توسط نمایندگان مردم را داشته باشدو نهایتا ارائه گزارشات دوره ای ازچگونگی عملکرد آن به بدنه کارشناسی مستقل کشور و جامعه می تواند را ه را بر هر گونه حرکت غیر اصولی محدود نماید. فراموش نکنیم آینده همانی است که امروز مارقم می زنیم .
(زندگي چيست؟عشق ورزيدن / زندگي را به عشق بخشيدن )