ماده 80 لایحه برنامه پنجم توسعه و اسقلال بانک مرکزی
خوب ،دوستان بسیاری در مطبوعات و وبلاگها به تشریح مسئله پرداخته اند و عده ای گفته اند که مملکت را نمی شود با اقتصاددانان اداره کرد( ولی حتما می شود با اقتصاد خوانده های یک شبه اداره کرد)و سهامداربانک مرکزی دولت( نه ملت) است و مجمع عمومی بایداز دولتمردان (نه از کارشناسان مستقل)باشدو همه چیز را به همه کس نمی توان گفت و در نهایت این ما بودیم که نرخ ارز را ثابت نگه داشته ایم(متاسفانه تمامی سیاستهای پولی ما در همین نرخ ارز خلاصه شده است).
امانکته اول: آنچه که به نظر می رسد در این میان گم شده است فلسفه و معنای استقلال واقعی سیاستهای پولی از مالی کشور است (هدف نبایستی فقط استقلال ریاست بانک مرکزی تلقی شود) در غیر اینصورت چه نماینده دولت در بانک مرکزی نشسته باشد و چه نمایندگان بخش خصوصی ،وقتی قرار باشد بانک مرکزی مکلف به اجرای اوامرو مصوبات تکلیفی گردد(چه از طرف نمایندگان و چه از طرف دولت) استقلال معنا و مفهوم چندانی نخواهد داشت .و نکته دوم لازم است به بخش خصوصی یادآوری شود که زیاد ذوق زده نشود ،شایدفردا نتواند در مقابل مشکلات به راحتی پاسخگو باشدو لی در عین حال توپ در زمین آنها باشد.

(زندگي چيست؟عشق ورزيدن / زندگي را به عشق بخشيدن )