ترانه تاریک( شعر از احمد شاملو)
بر زمینه ی سربی صبح
سوار
خاموش ایستاده است / و یال بلند اسبش در باد
پریشان میشود.

خدایا خدایا
سواران نباید ایستاده باشند
هنگامی که / حادثه اخطار می شود.
کنار پرچین سوخته
دختر
خاموش ایستاده است / و دامن نازکش در باد
تکان میخورد.
خدایا خدایا
دختران نباید خاموش بمانند / هنگامی که مردان
نومید و خسته
پیر میشوند.
+ نوشته شده در یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۸۹ ساعت 16:11 توسط محمدهاشم صفار
|
(زندگي چيست؟عشق ورزيدن / زندگي را به عشق بخشيدن )