مدتی قبل نزد یکی از دوستان دراداره بازرگانی بودم دیدم آشفته است ، گفتم موضوع چیست ؟ گفت از یک طرف قیمت مواد اولیه افزایش یافته و از سوی دیگر دولت بخشنامه کرده که هیچ تولید کننده ای نمی تواند محصول خود را گرانتر بفروشد ،گفتم مگر می شود ؟گفت حالا که شده؟پرسیدم اما به چه قیمتی و با چه استدلالی؟ یاد آن طنز جالب افتادم که فردی لب دریا با یک کاسه ماست نشسته بود و با قاشق ماست تو دریا می ریخت و بهم می زند عابری گذشت و گفت چه می کنی .گفت دوغ درست می کنم، عابر پرسید مگر می شود گفت نه اما می دانی اگر بشود چه می شود. یادش بخیر دانشکده اقتصاد، اولین چیزی که انسان یاد می گیرد تعریف علم اقتصاد است،علم اقتصاد علم تخصیص منابع کمیاب به نیازهای نامحدود است و در این میان مکانیسم قیمت ها یکی از ابزارهای چگونگی این تخصیص می باشد(کالاهای گرانتر مسلما مصرف کمترو خردمندانه تری خواهند شد).راه دیگر استفاده درست از منابع ،به کارگیری سیستم های آموزشی و یا آگاهی رسانی به جامعه است .خوب ،سوالی که در این میان مطرح می گردد این است ، هدف از طرح هدفمند سازی یارانه ها چه بوده است و چه می باشد ؟

 آیا این نبوده تا از اتلاف حاملهای انرژی جلوگیری کنیم و به ارزش واقعی آن بپردازیم ؟حال اگر مصرف انرژی را به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم تعریف کنیم آیا می توان یک جزء را محدود کرد و به جزء دیگر نپرداخت .یعنی آیا درست است که ما مواد اولیه را مشمول افزایش قیمت قرار دهیم امامحصولات پلاستیکی که خود از این مواد ناشی می گردد را با همان قیمت ارائه و عرضه نماییم (حال یا با مکانسیم های کنترل قیمت دولت و یا با ارائه سوبسید به اینگونه تولیدات ) و در نهایت اینکه، آیا با روشهای فوق، ابزار قیمت، به عنوان یک شاخص جهت دهی فعالیتهای اقتصادی و ایجاد الگوهای مصرف ،ناکارامد نخواهد شد ؟و آیا دراین شرایط ما می توانیم جامعه را به سمت مصرف بهینه مواد ارزشمند سوق دهیم ؟ در ثانی آیا امکان پذیر است از تولیدکنندگان بخواهیم بدون دریافت سوبسید از محاسبه افزایش قیمت مواد اولیه در قیمت تمام شده و فروش محصول خود خودداری کنند.آیا این مسئله به کاهش تولید ، بیکاری ، رشد بیشتر قیمت و در نهایت عدم تحقق اهداف هدفمند سازی یارانه ها منجر نخواهد شد؟و سرانجام آنکه مکانیسم قیمت ابزاری برای هدفمند کردن یارانه هاست آیا قصد استفاده از آنرا داریم یا خیر؟