سیستم بانکداری ما هم حکایتی است برای خودش ، مداوم از وضعیت اقتصادی خود می نالد و از آنطرف هر روز در گوشه گوشه خیابانهای گران شهر عمارتهای شیک می سازد و تبلیغات می کند که ما هستیم که سرمایه شما را چند برابر می کنیم و از همه ما بیشتر سود می دهیم و....آنهم از صندوق های به اصطلاح قرض الحسنه مان که روی هر چه سیستم بانکی است را سفید کرده است ، عنوان می کند که وام با نرخ پایین و قرض الحسنه می دهد ولی درابتدا درخواست انجام سپرده گذاری می کند و بعد از آن با هزار فرمول و قاعدچنان طرف مقابل را می پیچاند که بعد از دو سه قسط که پرداخت کرد تازه می فهمد چه برسرش آمد است و آرزو می کندای کاش از بازار به قولی قرض نزولی می کرد و به دام این به ظاهر صندوقهای قرض الحسنه نمی افتاد .

 اما تو این جامعه گویا کسی نیست بپرسد آخر این سود چگونه باید به دست آیدودر واقع چه کسانی هستند که بار این هزینه را به دوش می کشندو نهایتا اثرات این باردر غالب تورم و هزاران درد بی درمان  چگونه به سایرین کمانه می کند و در این میان چه بر سر جامعه می آید . بانکداران تحلیل می آورند که سود در تجارت و ساخت و سازو معاملات بالا است وما هم مطالبه سهم خود را می کنیم و  از آنطرف به سپرده ها هم سود می رسانیم و خلاصه کلام اصل چرخ است که باید بچرخد (اگر چه بال و پر این چرخ بعضی ها را بیچاره کندو عده ای را بر اوج نشاند، بچرخ روزگار ).

یادش بخیر در دانشکده اقتصاد آنچه از بانکداری اسلامی در این خصوص شنیده و خوانده بودیم بر این مسئله اذهان داشت که اصل وام بر قرض الحسنه است و منظور از آن قرضی است که به خداوند داده شود و اجر اخروی به از دنیوی ، در نهایت اگر کسی بخواهد از قرض داده شده طلب منفعت برد باید در کار تولیدی و یا تجاری شریک و همراه باشد و از آنطرف داستانها از امام صادق داشتیم که هر نرخ سودی هم از تجارت شایسته نیست و استفاد از شرایط انحصاری بازار ستم به مردم است و خلاصه کلام چه خواندیم و شنیدیم و چه ها که نشد.

اما واقعا ،بانکداری اسلامی یعنی چه ؟آیا تمام عنوان بانکداری اسلامی باید در این نکته خلاصه و عملیاتی شودکه نرخ سود داده شده و یا گرفته شده عدد به ظاهر ثابتی نیست.(اگر چه مقدار آن از بالاترین نرخهای جهان باشد و کمر یک عده را که به خاطر هزارو یک مشکل زندگی تن به استفاده از وام داده اند بشکند.متاسفانه در این زمینه تفکیک خاصی نیست و در نهایت کسانی از پرداخت جریمه های دیرکرد وام معاف می شوند که وام های سنگین تری گرفته اند و علی رغم منفعت فراونی که برده اند به سادگی حاضر به پرداخت نیستند در این صورت چه تظمینی وجود دارد که بار وام و حتی چندین برابر بارآن به دوش ملت نیفتد و یک عده یک شبه ره صد ساله را نپویندو احتکارو تورم ملت را خانه خراب نکند .