گروهی از کودکان نزدیک دو خط راه اهن در حال بازی هستند.یکی از خط ها قدیمی و بدون استفاده و دیگری راه عبور قطارهاست. فقط یکی از بچه ها روی ریل قدیمی و بقیه روی ریل عبوری بازی می کنند .
قطار در حال نزدیک شدن است و شما کنار دستگاه تعویض ریل ایستاده اید.شما میتوانید مسیر قطار را عوض کنید و جان بچه ها را نجات دهید و این به معنی کشته شدن ان بچه تنهاست.
ایا شما اجازه می دادید قطار راه خود را رفته یا اینکه راهش را عوض می کردید؟
خیلی از ما ممکن است مسیر حرکت قطار را عوض کنیم و جان ان بچه تنها را فدای بقیه بکنیم.
اما ایا در مورد اینکه ان بچه ریل قدیمی را بعنوان یک جای امن برای بازی انتخاب کرده فکر کرده اید ؟ مطمئنا نه .او باید قربانی شود به خاطر دوستان نادانش که جای خطرناکی برای بازی انتخاب کرده اند.
چنین وضعیتی هر روز در دوروبر ما مشاهده می شود. در اداره در جامعه در سیاست و در دموکراسی این اقلیت(این اقلیت با اقلیت معمول اشتباه نشود) است که فدای اکثریت می شود.
با تغیر مسیر قطار بچه تنها که به گمان خودش در جای امنی مشغول بازی است غافلگیر می شود .در ضمن با تغییر مسیر قطار به جاده قدیمی غیر مستعمل جان بقیه مسافر ها هم به خطر می افتد.
بیاد داشته باشید:انچه درست است عمومیت ندارد ......و انچه عمومیت دارد درست نیست