شعر درباره آلودگي هواي تهران
اين شعر را يكي از دوستان ارسال كرده بود با تشكر از ايشان و تقديم به شما:
در این دیار ســـربی ، یک استکان، هـوا نیســــــت
درد و غم و مرض هست، یک جرعه ی دوا نیست
بر چهره، مــاسک دارند، مــعشوقه هـــای این شهر
احــــــــوال عــــــــاشقان نیز، هرچند روبرا نیست
فرهـــــــــاد آسم دارد ، خسرو، ســـــــــــــیاه سرفه
هیچ آدمي به فـــــکرِ شــــیرین بینوا نیســـــت
"اطفــــــــال و ســــــالمندان" در خــــانه ها اسیرند
ویران شود هر آنجا ، غوغـــــای بچه ها نیســــت
تـــــاوان دیـــــــدن تو ، سنگین تر از جریمه ست
من زوجم و تو فردی ، این شهر جــــای ما نیست...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲ دی ۱۳۸۹ ساعت 12:21 توسط محمدهاشم صفار
|
(زندگي چيست؟عشق ورزيدن / زندگي را به عشق بخشيدن )