آنطور كه از ضواهر امر پيداست نابساماني اين سيستم بانكي ما علي رغم تمامي وعده ها قرار نيست  به سامان گردد

حكايت از آنجا آغاز شد كه به مانند تمامي بني بشر اين ملك تصميم گرفتيم بلاجبار به سراغ سيستم بانكي برويم (اين را گفتيم كه نگوييد بابا مار گزيده دو بار از يك سوراخ گزيده نمي شه بيچاره گي است و به قول يكي از دوستان تمامي بيجاره گي ما از بدبختي مان حادث شده است چه كنيم قشر مستضعف ببخشيد آسيب پذير اين ملكيم و) خوب در منظر اول كه همه با خوش آمد گويي شرايط را برامان تحليل كردند كه اين مقدار پول سپرده گذاري كنيد تا به شما وام دهيم خوب بلاجبار(علي رغم بخشنامه بانك مركزي كه مرتبا عنوان مي كند بانكها اجازه ندارند بابت پرداخت وام مطالبه سپرده گذاري كنند) قبوا كرديم و پس از گذشت يكسال مراجعه كه گفتند اگر لازم نداري باز هم صبر كن نرخ بهره كمتر مي شود و شرايط بهتر گفتيم باشد يكسال ديگر هم  صبر مي گنيم سال دوم رفتيم ديديم همان شرايط قديم است معترض شديم گفتند چرا پارسال وام نگرفتي بخشنامه عوض شده و شرايط همان قديم است به قول مشهديها گفتيم جهنم و ضرر اين هم مال شما ديگر چه كنيم گفتند وام مي خواهي دو تا ضامن كارمند آنهم از نوع رسميش بيار(باز هم خلاف بخشنامه بانك مركزي ) و در نهايت موقع دريافت وام متوجه شديم كه 20 درصد ناقابل آنرا هم بايستي به صورت مسدود در حساب سپرده گذاري كنيم سوال كرديم اين ديگر چه صيغه اي است پاسخ دادند وام طرح تعاون  است با نرخ سود 14 درصد و شما ملزم به اين كار هستيد آمديم (اين هم خلاف تمامي بخشنامه هاي بانك مركزي كه بانكها را ملزم نموده حق ندارند بخشي از وام را بلوكه نمايند )گفتيم اين كه خلاف است گفتند ما بخشي از وام شما را مسدود نمي كنيم از شما مي خواهينم 20 درصد وامتان را بگذاريد(بلااجبار) در حساب بماند آمديدم پاي حساب و كتاب سود و بهره  ، ديديم بر اساس كل وام ما را به چوب بستد و بهره وصول نمودند در حاليكه 80 درصد وام را بيشتر به ما پرداخت نكردند . خلاصه كلام اين مثنوي هفتاد من كاغذ به قولي  مانده ايم چه كنيم