نمی دانم چه گونه موضوع را شروع کنم  گاهی اوقات ما انتظارت خاصی از کارهایمان داریم ولی وقتی نتایج را مشاهد می کنبیم عکس آن روی می دهد شب امتحان کلی درس خوندیم بعد رد شدیم به راستی در این مواقع چه می کنیم. مشکل از نگرشهایمان بوده است یا عماکردمان انطباقی با نگرشمان نداشته است. امتحان ریاضی داشتیم رفتیم فیزیک آماده کرده ایم !؟

شاید بگویید این در مورد امتحان صدق کند ولی آیا نشده علی رغم اعتقادی که همیشه خواسته ایم به راستگویی داشته باشیم با دروغ گفتن کارمان را پیش برده ایم ولی نکته ای که در اینجا مغفول می ماند چرا حالا که از دروغگویی نتیجه گرفتیم همین دروغگویی را به عنوان سبک اعتقادی خودمان ترویج نمی کنیم چرا به نگارش آن نمی پردازیم و آنرا به عنوان راهکار حل مشکلات به سایرن معرفی نمی کنیم

بیایید با خودمان صادق باشیم اگر امروز بخواهیم به عنوان مثال سبکهای مدیریت را در ایران بنویسیم(توجه کنید آنچه را که در واقع عمل می کنیم نه آنچه را که در کتابهای آنور آب ذکر کرده اند). واقعا فکر می کنید چه کتابی از آب در بیاید . قانون اول مدیریت حرفهای کنده بزن که کسی نفهمه اگر هم کسی فهمید به اون حالی کن هنوز کار داره تا بفهمه  قانون دوم اگر کتابهای اونور آب نوشته فلان کار را انجام بده اینو بدون چون ما فرهنگشو نداریم باید متن بومی بشه شما درست به قول مشهدیها چپشه عمل کن و ....نهایت همین طور تا آخربرو جلو . جالب نه ْ واقعا کتاب محشری از اب در می آمد

تا حالا فکر کردید اگر کتابهای علوم انسانی با این سبک و بر اساس حقیقت خودمان که به اون عمل می کنیم دوباره نوشته بشه چی ازآب در میاد  خنده داره نه .نه دوست عزیز این کتابی هست  که منو تو هر روز نخونده و ننوشته داریم بهش عمل می کنیم .  این مسئله صرف علوم انسانی که همه در اون ماشاا.. صاحب نظر هستند تنها صدق نمی کنه تو فنی مهندسیهایمان نیز سبک محاسباتیمان تو گور پدر هر چه ریاضی دانه لرزونده 

من نمی دونم چرا یک عده می گن ما از غرب و شرق تقلید می کنیم و کتابهای اونها ما را متحول کرده (البته اون هم تحول از نوع خرابشو آخرت خراب کن )نه بابا ما کتابهای خودمونو داریم (البته نانوشته )دانشگاه خودمونو داریم و به قول معرف نحونده استاد شدیم .اگردنیاو آخرتمون هم خرابه برمیگرده به عملکرد خودمون 

فقط ایکاش می شد این علم مونو یک جایی  ثبت جهانی می کردیم اونوقت فکر کردین علم در جهان چند برابر میشد بعد مثل ویروس می انداختیم تو دنیای اونور اب . مطمئنم به یکسال نکشیده کل سیستمشون به هم می خورد .  االبته بعدش یک عده می آمدن علمو دو دسته می کردند علم عقلی و علم اقلی و ....

اینجاست که میگم نگرشها مخصوصا اونهایی که تو کتابها خوندیم زیاد مهم نیست عمل ما هست که وضعیتمونو معلوم می کنه و آینده مونو رقم می زنه