سفره های خالی کارگران جمع شده اند
این روزها که صحبت از مطالبات عقب مانده کارمندان اموزش و پروزش به میان میاید ،دیده نشده که روزنامه نگاری و یا یک فعال سیاسی کشور ازدولت یا مجلس و یا حتی امامان جماعت و جمعه یادی از کارگران این مرزو بوم نمایند گویا کارگران فقط باید در صف جبهه مقاومت با استکبار جهانی باشند و از صف جا نمانند سایرین می توانند بیرون ازصف های وطنی و غیر وطنی نقش بازی کنند و از عشق وطن و دین سینه جاک دهند . جالب اینجا است که حتی نشده اتحادیه به ظاهر کارگران و شوراهای عالی کار که اکثرا با هیات امنا دولتی پر شده اند و مناصب دولتی دارند یادی از کارگران کنند بی جا نیست که می گویند سواره از پیاده خبر ندارد . اصل مسئله این است که کارگران طی سالهای اخیر و شاید بهتر است بگوییم از بعد از جنگ که آزاد سازی های اقتصادی حکمش صادر شد و هاشمی رفسنجانی باب نیمه تعطیل شدن قوانین کار را اعلام کرد و تامین اجتماعی وسایر ارگانها و به ظاهر نهادهای کارگری ، کارمندی شد و تشکلهای به ظاهر بسیج در کارگاههای صنعتی ابزاری برای اعمال خفاقان به جامعه کارگری نباید هم انتظار صدایی از کارگران را داشت که این قشر نه تشکلی به معنای واقعی دارد نه اتحادیه ای نه سازمانی و نه امروز نانی در سفره . میخ آخر را هم لایحه بودجه 1401 بر تابوت این جنازه زد و اعلام نمود که طول مدت اسارت این قشر دو سال افزوده خواهد شد به دلیل ناکارامدی ها بی تدبیرها و جهالت مدیران و متولیان . جالب این جااست که حداق حقوق 8 میلیون تومان برای کارمندان دولت خط فقر محسوب میگرددولی حقوق 3 میلیونی کارگران حداق معیشت . فرهنگیان با 24 ساعت موظفی هفته گی داد از بی عدالتی می زنند و از کار گران با 44 ساعت کار در هفته صدایی خارج نمی شود . گاهی اوقات هم اگر صدایی خارج شده آنهم از چند شرکت ورشکسته و کارگرانی که هشت ماه و چند سال حقوق نگرفته اند نهایتا پاسخ آنها حبس بوده است و بهتان هایی که دستاویز دشمن شده اید و لاغیر . باید فکری به حال این جماعت کرد و شاید در قدم اول تشکیل یک اتحادیه کارگری که به واقع از خود کارگران باشد .

(زندگي چيست؟عشق ورزيدن / زندگي را به عشق بخشيدن )