برگرفته هایی از کتاب معمای چین ، ترجمعه محمد حسین باقی

هنگامی که دو نفر سوار اسب می شوند تنها یک نفر می تواند جلو بنشیند .

کنفوسیوس سوسیالیسم با مختصات چینی . چینی ها اصلاح طلبی کنفوسیوسی را جایگزین انقلاب کردند . چین مصصمم است نظم شرق آسیا را از نو شکل دهد . استرتژی دنگ شیائوپینگ " قابلیت هایمان را پنهان کنیم و زمان بخریم "عملگرایی اقتصادی ،توجه به درون ، قدرت سازی و نهاد سازی . با شروع مائو زدایی ، چین حلقه های بسته جزم گرایی را پاره کرد و از ستیز با همسایگان و دنیای بیرون عبور نمود .

وام دادن به کشورهای در حال توسعه – سرمایه گذاری در شرق و غرب ، راهبرد مشارکت و نه تهدید و انزوا، دست برتر یافت . تحمیل اقتصاد به دنیا مبدل شدن به، قدرتی مسئول . تبدیل تهدید و مهار چین به مشارکت، فرصت . چین اگر چه به دنبال تجارت آزاد است اما در اصل مرکانتلیست و حمایت گرا است . ص 27 چینی ها ،آنها معتقدند که دنیا یک شناسایی مجدد به آنها بدهکار است . ص 28

مائو به دنبال بسط ایدئولوژی انقلاب و حمایت از جنبش های ضد امپریالیستی بود تنها صدای درون وبیرون حزب بود بدون هرگونه جایگاهی برای نظرهای دیگران . ص 29

برخی اصلاحات بعد ازمائو واژگونی بزرگ نام گرفت. ترجیح ثبات سیاسی به جای شورایدئولوژیک ص 30 روس ها دردوره ای از تاریخ بیشترین سرزمین را از چین متصرف شده بودند برخی آنها را سوسیال امپریالیست می نامیدند. ص 31

در 1960 تقریبا تمام شهروندان شوروی چین را ترک کردند. دنگ ( عملکرا ) معتقد بود که باید لفاظی سیاسی را کنار گذاشت و با اعاده نظم امکان تمرکز بر توسعه اقتصادی به دولت داده شود. مولفه های گذر : 1- پذیرفتن اشتباهات گذشته 2- حرکت از نزاع طبقاتی و انقلابی به نوسازی و تاکید برمنافع و رفاه مردم 3- تمرکز زدایی و تفویض قدرت به کارآفرینان اقتصادی و صنعتی .( اگر اقتصادپرنده است ، ظرفیت برنامه ریزی دولت قفس می باشد .پس برای رشد اقتصاد باید قفس هم بزرگتر شود) دنگ با عبور از جزم گرایی ایدئولوژیک به بهره گیری از دستاوردهای سرمایه داری برای سیوسیالیسم چینی معتقد بود . ص 33

در سال 1978 تولید ناخالص ملی چین 150 میلیارد دلار بود ، 40 سال بعد 14 تریلیون دلار. ص 34

چین با عبور از اقتصاد کمونیستی – مائویستی وارد توسعه اقتصادی بدون ایدئولوژی شد . پس از دنگ ، جیانگ زمین ، چین را از مرحله خیز به جهش رساند و با دکترین همسایه خوب و دیپلماسی قدرتهای بزرگ ، تلاش کرد محیط امن در خارج بوجود بیاورد . ص 34

هوجین تائو ،نیز با طرح دیپلماسی حاشیه ای ، تمرکز سیاست خارجی را تنش زدایی با همسایگان قرار داد . و با دیپلماسی بینا منطقه ای ، فراتر از شرق آسیا رفت . این باور در میان برخی تحلیلگران باقی مانده است که هر چه کشورها از لحاظ اقتصادی قوی تر شوند وپیوندهایشان با جوامع دیگر گسترش یابد میل بیشتری برای حرکت به سمت دموکراسی می یابند اما چین اینگونه نیست . این کشور از موقعیت اقتصادی برای کسب مشروعیت استفاده کرد و هم زمان مخالفان را سرکوب و فضای سیاسی را می بنددد. ص 39

دهه 80 ، چین با ترجیح دیپلماسی سیاسی بر دیپلماسی مبتنی بر مولفه های امنیتی و سیاسی به دنبال اصلاح چهره خود در جهان بر آمد . قدرت نرم : تاسیس 500 موسسه کنفوسیوس شناسی در 140 کشور و تدریس در هزار دانشگاه . چینی ها به مغز دیگران وارد شده و در حال ذهنیت سازی به نفع خود در جهان هستند .ص 40

قدرت سخت یعنی برخورد خشت . قدرت نرم یعنی تاثیر گذاری بر دیگران اجماع پکن در مقابل اجماع واشنگتن (آنها توانستند میان رشد اقتصادی ، ثبات واقتصاد بازار با دولت اقتدار گرا یک تعادل ایجاد نمایند) .ص 42

روی آوردن به تکنو کراتها ، تفویض اختیار به مدیران محلی استانی ، یافتن انگیزه های قدرتمند برای تشویق کارآفرینی از سوی مقامات . چینی ها اغلب گله می کنند که ما محصولات آی فون تولید می کنیم ولی خود استو جابز را نه . ص 64

نوسازی اقتدارگرایانه ، یا سرمایه داری دولتی : واقعیت یا توهم . بحران 2009-2008 ، فراتر از غرب ،

بنیان ارزش های لیبرالی را به لرزه در آورد . چین تحولی چشمگیر را از سر گذراند تحولی که محرک آن تا حد زیادی آزاد سازی اقتصادی و تفویض قدرت بود نه مرکز گرایی اقتدارگرایانه ص 74 به اعتقاد تصمیم سازان چینی ،نیازی نیست اهداف بلند مدت قربانی رضایت رای دهنده گان متمرد شود. ص 77

در چین از دست دادن مشروعیت آخر کارنیست. (بین دولت و اپوزیسیون در نوسان نیست مانند غرب) مفهوم ثبات دچار بدفهمی بسیار شده است . ثبات راستین پویاست نه پدیده ای راکد . ثبات به معنای چسبیدن صرف به قدرت و حفظ ساختارها و شیوه های سنتی به هر قیمتی نیست بلکه به معنای روند دائمی سازگاری و انطباق است . ص 79

تدریجی گرایی الگوی چین . اطلاحات آهسته و پیوسته و سیستماتیک که پیامدهای اجتماعی اش به دقت مدیریت شده است . راز موفقیت در ظرفیت آن برای باز سازی دائمی جهت پاسخ به شرایط متغیر داخلی و بین المللی بوده است . ص 80

ارتباط میان پویایی و ثبات منحصر به نوسازی اقتصادی نیست بلکه به سیاست هم مرتبط است . ( زمامد اری دوره ای و محدودیت سنی ) اگر چه برنامه های 5 ساله تصور یک رویکرد سیستماتیک و استرتژیک را می دهد اما بیشتر فرایند اصلاحی چین وضعیتی ابتکاری و بداهه وار داشته است . ص 84

تعریف نظم بین المللی به نظم نهادین : شامل عناصری مانند سازمانهای بین المللی ، صندوق بین المللی پول ، بانک جهانی ، سازمان تجارت که انجمن هایی برای گفت و گو و اقدام جمعی و مدیریت مسائل کلیدی فراهم می آورد . چین همچنان معتقد است که تلاشهای تهاجمی برای مخالفت با آمریکا کار ساز نبوده و فقط موجب انزوی چین شده است (چین به دنبال کاهش نفوذ و فرسایس آمریکا در منطقه به وسیله اقداما ت تدریجی است. ) چینی ها همچنان در برابر هنجارها ، موسسات و تصمیمات بین المللی که آنها را به منزله امتیاز کشورهای غربی می نگرند مقاومت می کند و تهدید می کند که به حاکمیت ملی اهمیت می دهند که مطلوب چین و بسیاری از کشورهای در حال توسعه است . آنجا که اطلاحات نهادی همراستا با منافع چین نبوده این کشور شروع به ساخت نهادها و موسسات بین المللی و منطقه ای خاص خود نموده است . ( شانگهای ، آس ان و ..) رفتار این کشور در برخی حوزه ها ( ماند اقتصاد ) بسیار حمایتی تر از دیگر حوزه ها ( مانند حقوق بشر) بوده است این کشور به بیشتر کنوانسیونها و رژیم های حقوق بشری ملحق شده ، اما رفتارش در چارچوب آنها به شدت انتقاد برانگیز و ابزاری بوده است و این کشور به دنبال تضعیف اجرای قانون بوده در حالی که هم زمان خود را به منزله عضوی مسئول جلوگر می سازد .

محمد هاشم صفار- اتاق مشهد دفتر مطالعات و بررسیهای اقتصادی28/11/1402