بهشت در درون توست
بهشت در جائي نيست در درون توست در مكاني جغرافيائي قرار ندارد. نه در بالاي ابرها، بلكه در درون توست.بهشت همين حالا در درون توست. تو از آن ساخته شده اي پس لزومي نداردكه در جاي ديگري دنبال آن بگردي.
تنها چيزي كه لازم داري آرام بودن و در خود بودن است.فرو رفتن تا ژرفاي وجودت، چنان ژرف كه كه كل جهان محو شود. گوئي در آن لحظه هيچ چيز وجود ندارد و آگاهي تو تنها چيز موجود است. تمام هستي نيست شده و فقط و فقط حيات توست كه جاري است.حياتي كه بسيار ناب است، زيرا از همه چيز بري است... هيچ چيز در آينه وجودت منعكس نمي شود.آگاهي ات صاف و زلال است،بدون هيچ سطحي ناهموار، بدون هيچ موجي . آن لحظه است كه پي مي بري بهشت چيست.
ما هيچ چيزي را در جائي گم نكرده ايم. ما از بهشت بيرون رانده نشده ايم. بهشت از قبل در درون ما و همواره در وجود ما بوده است. اما ما هيچگاه درون خود را نگشته ايم. همچنان بيرون را جستجو ميكنيم، از اين رو هرگز به گنج درونمان، به پادشاهي خداونديمان دست نمي يابيم.
ار مراقبه هاي اوشو.
(زندگي چيست؟عشق ورزيدن / زندگي را به عشق بخشيدن )