مقاله اقتصادی : بودجه بندی عملیاتی راهکاری برای کاهش و کنترل هزینه ها

 شرايط اقتصادي كشور در حال تغيير و تحول است و در واقع يك دوران گذار را طي مي كند ، دوران گذار از يك اقتصاد بسته و انحصاري به يك اقتصاد بازار و رقابتي ، دوران گذار از يك اقتصاد توليد كننده محور به يك اقتصاد مصرف كننده محور و دوران گذار از كمبود عرضه و فزوني تقاضا به كمبود تقاضا و فزوني عرضه .

درچنين شرايطي بخش اعظم توليد كنندگان ما تازه و به طور جدي با اين چالش مواجه شده اند كه محصولات خود را با چه كاركردي ، چه كيفيتي و چه قيمتي به بازار و مشتريان عرضه نمايند و آيا با اين شرايط توان رقابت و دوام در بلند مدت را خواهد داشت .

 

ادامه نوشته

غم نان  غزلی در نتوانستن(شعر از احمد شاملو)

غزلی در نتوانستن

دستهای گرم تو
کودکان توامان آغوش خویش
سخن ها می توانم گفت
غم نان اگر بگذارد.

***
نغمه در نغمه درافکنده
ای مسیح مادر، ای خورشید!
از مهربانی بی دریغ جانت
با چنگ تمامی ناپذیر تو سرودها می توانم کرد
غم نان اگر بگذارد.
***
رنگ ها در رنگ ها دویده،
ای مسیح مادر ، ای خورشید!
از مهربانی بی دریغ جانت
با چنگ تمامی نا پذیر تو سرودها می توانم کرد
غم نان اگر بگذارد.
***
چشمه ساری در دل و
آبشاری در کف،
آفتابی در نگاه و
فرشته ای در پیراهن
از انسانی که توئی
قصه ها می توانم کرد
غم نان اگر بگذارد.

مقاله اقتصادی(انواع استراتژی از دیدگاه اقتصادی)

اولين سوالي كه به ذهن خطور مي كند اين است كه آيا مفهوم استراتژي از يك تعريف واحد و يكسان پيروي مي كند يا خير ؟ در پاسخ بايد گفت ، مفهوم استراتژي مثل آزادي است و در مكاتب مختلف داراي تعاريف مختلف است هنر استراتژيست انتخاب راهي است كه كشور را به سر منزل مقصود برساند . در حال حاضر در منطق اقتصاد توسعه حدود 5 استراتژي وجود دارد كه استراتژيست هاي كشورهاي مختلف براي كشورشان به كار مي بندند .

 

 

ادامه نوشته

مقاله اقتصادی(هزینه یابی بر مبنای هدف)

هزينه يابي بر مبناي فعاليت Active-Based Costing )ABC)

 تاريخ پيدايش سيستم ABC به كار مطالعاتي پرفسور جانسون و كاپلان در دهه 1990 بر مي گردد . آنان در كتابي به نام اطلاعات نامربوط ، ظهور و سقوط حسابداري مديريت ، فعاليتها را منشاء ايجاد هزينه دانسته و پيشنهاد كردند محصولات (يامشتريان) به ميزان استفاده از فعاليتها ، بايستي هزينه هاي مربوط را متحمل شوند . معرفي سيستم هزينه يابي بر مبناي فعاليت به ارائه سيستم مديريت بر مبناي فعاليت و همچنين بودجه برنامه ريزي بر مبناي فعاليت منجر گرديد .

 

ادامه نوشته

شعر حتی اگر آیینه باشی از محمد حسین بهرامیان (شاعر معاصر)

گفتی نمی خواهی که دریا را بلد باشی

اما تو باید خانه ی ما را بلد باشی

یک روز شاید در تب توفان بپیچندت

آن روز باید ! راه صحرا را بلد باشی

بندر همیشه لهجه اش گرم و صمیمی نیست

باید سکوت سرد سرما را بلد باشی

یعنی که بعد از آنهمه دلدادگی باید

نامهربانی های دنیا را بلد باشی

شاید خودت را خواستی یک روز برگردی

باید مسیر کودکی ها را بلد باشی

یعنی بدانی " ...مرد در باران " کجا می رفت

یا لااقل تا  " آب - بابا "  را بلد باشی

حتی اگر آیینه باشی، پیش آدم ها

باید زبان تند حاشا را بلد باشی

وقتی که حتی از دل و جان دوستش داری

باید هزار آیا و اما را بلد باشی

من ساده ام نه؟ ساده یعنی چه؟... نمی دانم

اما تو باید سادگی ها را بلد باشی

یعنی ببینی و نبینی!...بشنوی اما...

یعنی... زبان اهل دنیا را بلد باشی

چشمان تو جایی است بین خواب و بیداری

باید تو مرز خواب و رویا را بلد باشی

بانوی شرجی! خوب من! خاتون بی خلخال!

باید زبان حال دریا را بلد باشی

شیراز رنگ خیس چشمت را نمی فهمد

ای کاش رسم این طرف ها را بلد باشی

دیروز- یادت هست- از امروز می گفتم

امروز می گویم که فردا را بلد باشی

گفتی :" وجود ما معمایی است...." می دانم

اما تو باید این معما را بلد باشی

شعر غم نان از محمد حسین بهرامیان (شاعر معاصر)

غم نان

گاري سيب فروش سر ميدان افتاد

مرد از جاذبه در بهت خيابان افتاد 

سيبها ريخت كه از مرد نماند چيزي

جوي پرشد كه دو سر عايله در آن افتاد 

بعد از آن كوچه نديدش به گمانم آن مرد

يك دو ماهي به همين جرم به زندان افتاد

 يا نه مثل همه ي مردم شيدا شايد

گذرش بر حرم شاه ? شهيدان افتاد

گره مشكل او دست خدا باز نشد

كار او باز به يك مشت مسلمان افتاد

او كه عاشق تر از آن بود كه دانا باشد

سر و كارش به همين مردم نادان افتاد

غم نان ، كاش بداني غم نان يعني چه

يعني آدم به تب گندم از ايمان افتاد

آدم آن روز كه دستش به دهانش نرسيد

از خدا دست كشيد و پي شيطان افتاد

**

... و شب بعد زمين مرده ي او را بلعيد

جسدش در حرم شاه ? شهيدان افتاد 

گله آرام ميان شب عريان خوابيد

زخم چون گرگ به جان ني چوپان افتاد: 

لا لالا برگ گلم! شاخه ي بيدم لالا

يوسفم دست كدوم گرگ بيابان افتاد

***

برف چون حوله اي آرام وسبكبار و سپيد

گرم روي تن عريان زمستان افتاد

برف باريد كه از مرد نماند چيزي

شاعري باز پي قافيه ي نان افتاد

مقاله اقتصادی(بازاريابي و مشتري مداري)

بازاريابي و مشتري مداري

اقتصاد جهـاني در طول 50 سال گذشته تغييـرات انقلابي و عظيمي را پشت سرگذاشته است.بزرگترين و عميق ترين اين تغييرات احتمالاً ظهور بازارهاي جهاني ، رقباي جهاني و برندگان و بازندگان در رقابت جهاني است .

امروزه اصل مشتري مداري ايجاب مي كند تا بازاريابي واقعي ، آگاهي نسبت به آن چيزي شود كه بايد توليد شود و نه فروش آن چيزي كه توليد شده است . و در اين بين وظيفه مديريت همواره بايد اين باشد تا شركت را آن گونه ببيند كه مي تواند بشود ، نه ان گونه كه هم اكنون هست .

برنامه ريزي استراتژيك ايجاب مي كند شركتها در محيطي دائماً متغير ، از انعطاف لازم براي استفاده از فرصتها برخوردار شوند و البته بخش اعظم اين فرصتها را مردم و خواسته هايشان ( البته خواسته هايي كه با قدرت خريد همراه باشد ) به ما نشان مي دهد . براين اساس شركتهاي موفق داراي شناخت دقيقي از مشتريان خود بوده و كاركنان خود را براي ارتقاي كيفيت در راستاي درخواستهاي مشتريان ، ترغيب مي نمايند .

ادامه نوشته

شعر زمستان از مهدی اخوان ثالث

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
كسی سر بر نیارد كرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید ، نتواند
كه ره تاریك و لغزان است


وگر دست محبت سوی كسی یازی
 به اكراه آورد دست از بغل بیرون
 كه سرما سخت سوزان است
نفس ، كز گرمگاه سینه می آید برون ، ابری شود تاریك
 چو دیدار ایستد در پیش چشمانت
نفس كاین است ، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیك ؟
 مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چركین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آی
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای
منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم
منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور
 منم ، دشنام پس آفرینش ، نغمه ی ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم
حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد
 تگرگی نیست ، مرگی نیست
صدایی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگزارم
 حسابت را كنار جام بگذارم
چه می گویی كه بیگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
فریبت می دهد ، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان ، مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است
حریفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز یكسان است
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین
درختان اسكلتهای بلور آجین
زمین دلمرده ، سقف آسمان كوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است

شعر تولدی دیگر (فروغ فرخزاد)

تولدی دیگر

همه هستی من آیه تاریكیست
كه ترا در خود تكرار كنان
به سحرگاه شكفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد
من در این آیه ترا آه كشیدم آه
من در این آیه ترا
به درخت و آب و آتش پیوند زدم
زندگی شاید
یك خیابان درازست كه هر روز زنی با زنبیلی از آن می گذرد


زندگی شاید
ریسمانیست كه مردی با آن خود را از شاخه می آویزد

ادامه نوشته

مقاله اقتصادی (توسعـه ، مـوانع و راه كارهـا)

 گاهي چنين به نظر مي رسد كه تحولات اجتماعي و اقتصادي بشريت ، طومار بلند و درهم پيچيده اي از وقايع ناهمگون است كه به سختي مي توان از لابه لاي آن انگاره هاي معني دار و يا الگوهاي قانونمند و روشني را بيرون كشيد . امااگر دقيق باشيم ، در مي يابيم كه فلاسفه تاريخ ، به ويژه محققان اجتماعي با رديابي روند تكامل اجتماعي و اقتصادي ، اكثراً به اين نتيجه رسيده اند كه تحول و شكل پذيري جامعه هاي انساني بيش از هرچيز با شيوه هاي توليد و به ويژه با شيوه توليد صنعتي در ارتباط است .

ادامه نوشته

تعریف مفهوم توسعه از دیدگاه زنده یاد دکتر حسین عظیمی

توسعه مرگ نظامي کهن و تولد نظام نو
• جامعه توسعه نيافته جامعه اي است كه سيستم هاي آن براساس فرمان و سنت حركت مي كند و هرجامعه اي توسعه نيافته تلقي مي شود مگر آنكه اين دو را (فرمان وسنت ) با عقل گرايي، تدبير وعلم جايگزين نمايد. طبيعي است كه جايگزين اين دو محور، نها دها، سازمانها و همه سيستم را تغيير مي دهد چرا كه اينها فوند اسيون،structuerيا ساخت بنا محسوب مي شوند.
• جامعه توسعه يافته، جامعه اي است كه در ساز كارهاي آن عقل و تدبير و علم و نوآوري به كار گرفته مي شود
• توسعه مبين يك نوع بازسازي كامل جامعه و به عبارت ديگر تحول يك تمدن به تمدني ديگر است.
• توسعه، مفهوم ساده اي مثل رشد اقتصادي، ايجاد اشتغال، رفع فقر و محروميت، توزيع عادلانه تر درآمد يا حتي ايجاد جامعه مدني و گسترش آزاديهاي فردي و اجتماعي نيست؛ اين مقولات همگي به دنبال و همراه با توسعه ايجاد مي شوند، ولي خود توسعه خيلي فراگيرتر از اين مفاهيم است. از ديد اقتصادي نيز توسعه، تنها بالا بودن اشتغال، پايين بودن تورم، فراواني كالا و درآمد زياد براي مردم نيست؛ اينها همه اجزا و عناصري از توسعه هستندولي در فرآيند توسعه بحث نهادهاي يك جامعه مطرح است. به عنوان مثال در بحث توسعه، نكته مهم اين نيست كه بر اهميت علم به معناي دانش تجربي در دنياي كنوني تاكيد كنيم؛ اين مطلب قبلاً هم مطرح بوده است. بحث مهمتر اين است كه در فرآيند توسعه، نهادها و سازمانهايي ايجاد مي شود كه امكان شكوفايي و كاربرد علم را فراهم مي سازد (تا بتوانيم جامعه مان را از مواهب مادي و معنوي متناسب با شرايط دنياي امروز ـ يعني عدالت اجتماعي ـ بهره مند كنيم).
• توسعه فرايندي است که طي آن باورهاي فرهنگي، نهادهاي اجتماعي، نهادهاي اقتصادي و نهادهاي سياسي به صورت بنيادي متحول مي شوند تا متناسب با ظرفيت هاي شناخته شده جديد شوند و طي اين فرايند، سطح رفاه جامعه ارتقاء مي يابد.
• بازسازي جامعه بر اساس انديشه ها و بصيرت هاي تازه. اين انديشه ها و بصيرت هاي تازه در دوران مدرن، شامل سه انديشه ”علم باوري“، ”انسان باوري“ و ”آينده باوري“ است. به همين منظور بايد براي نيل به توسعه، سه اقدام اساسي درك و هضم انديشه هاي جديد, تشريح و تفضيل اين انديشه ها, و ايجاد نهادهاي جديد براي تحقق عملي اين انديشه ها صورت پذيرد.
• توسعه فرايندي است که طي باورهاي فرهنگي، نهادهاي اجتماعي، نهادهاي اقتصادي و نهادهاي سياسي به صورت بنيادي متحول مي شوند تا متناسب با ظرفيت هاي شناخته شده جديد شوند و طي اين فرايند، سطح رفاه جامعه ارتقاء مي يابد.

مفهوم توسعه از دیدگاه اندیشمندان علوم اجتماعی

اين نكته از دير باز مورد توجه بوده است كه جوامع بشري همواره دستخوش تغيير و تحول بوده اند. از همين رو فرق بين جوامع ايستا (static) و پويا (dynamic) از نوع درجه خاصي است. بدين معني كه در عين حال كه دگرگوني در بعضي جوامع و در برخي از دوره ها سريعتر است با اینحال همه جوامع در حال دگرگوني مستمر هستند. (1) جامعه هاي پر تغيير اصطلاحاً «جامعه پويا» يا «جامعه متغير» و جامعه هاي بسيار كم تغيير، «جامعه ايستا» يا «جامعه ساكن» ناميده مي شوند. (2) جامعه ما از دیرباز جامعه ای پویا و متحرک بوده است و رمز ماندگاری و تاثیر گزاری آن در سیر تمدن بشری را نیز باید همین پویایی و تحرک فراوان آن در جهت کسب علم و معارف در زمینه های گوناگون در دوره های مختلف بخصوص دوران طلایی تمدن ایرانی- اسلامی دانست. در دوران طلایی تمدن ایرانی – اسلامی بخصوص در قرون چهارم و پنجم هجری ما شاهد تحقق نوعی جنبش نرم افزاری در عرصه های گوناگون علم و دانش در این پهنه سرزمینی بودیم.

در جهان امروز توسعه به مفهوم عام آن و نیز «توسعه علمی» به معنای اخص، جایگزین حرکتهای علمی گذشته در تاریخ بشر شده است.

ادامه نوشته

مقاله اقتصادی: بدهيهاي صنعتي و اعتبارات بانكي ، چرا معوقه ها در بخش توليد بوجود آمده است

به دنبال افزايش نگراني از روند صعودي مطالبات بلاتكليف بانكها و وضعيت شرايط تورمي كشور كه كارشناسان  يكي از دلايل آنرا افزايش بدهيهاي بخش خصوصي و دولتي به سيستم بانكي عنوان مي نمايند ، بانك مركزي در راستاي دريافت بدهيهاي معوقه و تعديل شرايط موجود، تصميم به سپردن اختيارات تام به هيات مديره بانكها در اين خصوص نمود و اعلام كرد كه تصميم گيري براي وصول مطالبات از مشتريان (معوقه) از طريق چهارگانه "مذاكره ، مساعدت ، استمهال و اقدام حقوقي" صورت گيرد .

طبق آخرين گزارشات بانك مركزي كه در نشريه روند به قلم جناب آقاي دكتر كميجاني صورت پذيرفته جداول زير وضعيت اعتبارات اعطايي به بخشهاي مختلف اقتصادي كشور و چگونگي مطالبات معوقه در هر يك از بخشهاي جامعه را به تصوير كشيده است .

ادامه نوشته

نگرشي نو به مفهوم كارآفريني

حسرت نبرم به خواب آن مرداب

كارام ميان دشت شب خفته است

دريايم و نيست باكم از طوفان

دريا همه عمر خوابش آشفته است

 كارآفريني مفهومي است كه تاكنون از ديدگاههاي مختلف مورد بررسي قرار گرفته و همه بر اين باورند كه كارآفريني موتور محركه توسعه اقتصادي كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه بوده و مي باشد .

ادامه نوشته

«نرخ بيکاري واقعا چقدر است؟

«نرخ بيکاري واقعا چقدر است؟»عنوان سرمقاله‌ي روزنامه‌ي دنياي اقتصاد به قلم دكتر فرخ قبادي است كه در آن مي‌خوانيد؛

از اواسط سال گذشته‌، هنگامي که دولت مژده تک رقمي شدن نرخ بيکاري را به مردم داد‌، بحث و جدلي آغاز شد که هنوز هم پايان نگرفته است. نکته مشترک در اغلب واکنش‌ها به انتشار اين آمار‌، صاف و ساده‌، ناباوري و انکار آن بود.

 

ادامه نوشته

مقاله اقتصادی(سود يا توليد ، اصالت كجاست)

اين روزها صحبت مي شود كه كمترين آسيب را از بحران مالي جهان ديده ايم و يا اينكه تحريم ها و محدوديتها كوچكترين اثري بر ما نداشته اند . اين استدلال منطقي نيست مثل اين است كه در اتوبان رانندگي نكرده باشيم و خوشحال باشيم كه حادثه اي برايمان اتفاق نيافتاده است .

 

ادامه نوشته

برنامه‌ريزي و مديريت استراتژيك

شمايي كلي از اصول برنامه‌ريزي

برنامه‌ريزي, فرآيند آگاهانه و سيستماتيك تصميم‌گيري در مورد اهداف و فعاليت‌هاي آينده يك فرد, گروه, واحد كاري يا سازمان است.

فرآيند مبنايي برنامه‌ريزي:

ادامه نوشته

چه موانعی در شخص یادگیرنده ایجاد مقاومت میکنند،یادگیری موثر با چه روشهایی امکان پذیر است؟

 

 مقاله پیوست از وبلاگ یاددهی و یادگیری استان اصفهان کپی شده است، که البته به نظر می رسد .از(روان شناسی یادگیری ،دکتر محمد قشلاقی)باشد  . (با تشکر از این وبلاگ)

تعریف یادگیری
به نظر شما وقتی کودک 6ساله ای پس از چند روز مدرسه رفتن وملاقات بامعلمش که بااو برخورد محبت آمیزی داشته ،به مدرسه علاقمند می شود وصبحها پیش از موعد مقرر به مدرسه می رودوبه مادرش می گوید (وقتی بزرگ شدم می خواهم معلم شوم )چه اتفاقی افتاده است؟
یا وقتی نوجوان 12 ساله ای با استفاده از آزمایشگاه زبان ،لغات ومفاهیم جدیدی را در یک زبان بیگانه فرا می گیرد وازپیشرفت خود راضی است چه حادثه ای رخ داده است؟

ادامه نوشته

جخ امروز از مادر نزاده ام (شعر از احمد شاملو)

جخ امروز
از مادر نزاده‌ام


نه
عمرِ جهان بر من گذشته است.

نزدیک‌ترین خاطره‌ام خاطره‌ی قرن‌هاست.
بارها به خون‌مان کشیدند
به یاد آر،
و تنها دست‌آوردِ کشتار
نان‌پاره‌ی بی‌قاتقِ سفره‌ی بی‌برکتِ ما بود.

اعراب فریب‌ام دادند
بُرج موریانه را به دستان پُرپینه‌ی خویش بر ایشان در گشودم،
مرا و همه‌گان را بر نطعِ سیاه نشاندند و
گردن زدند.

نمازگزاردم و قتلِ عام شدم
که رافضی‌ام دانستند.
نمازگزاردم و قتلِ عام شدم
که قِرمَطی‌ام دانستند.

آن‌گاه قرار نهادند که ما و برادران‌مان یک‌دیگر را بکُشیم و
این
کوتاه‌ترین طریقِ وصولِ به بهشت بود!

به یاد آر
که تنها دست‌آوردِ کشتار
جُل‌پاره‌ی بی‌قدرِ عورتِ ما بود.

خوش‌بینیِ برادرت تُرکان را آواز داد
تو را و مرا گردن زدند.
سفاهتِ من چنگیزیان را آواز داد
تو را و همه‌گان را گردن زدند.
یوغِ ورزاو بر گردنِ ما نهادند.
گاوآهن بر ما بستند
بر گُرده‌مان نشستند
و گورستانی چندان بی‌مرز شیار کردند
که بازمانده‌گان را
هنوز از چشم
خونابه روان است.

کوچِ غریب را به یاد آر
از غُربتی به غُربتِ دیگر،
تا جُست و جوی ایمان
تنها فضیلتِ ما باشد.

به یاد آر؛
تاریخِ ما بی‌قراری بود
نه باوری
نه وطنی.

نه،
جخ امروز
از مادر
نزاده‌ام.

بهتان مگوی (شعر از احمد شاملو)

بهتان مگوی

که آفتاب را با ظلمت نبردی در میان است.

آفتاب از حضور ظلمت دل تنگ نیست با ظلمت در جنگ نیست.

ظلمت را به نبرد آهنگ نیست،

چندان که آفتاب تیغ بر کشد/ او را مجال درنگ نیست.

همین بس که یاری ش مدهی

سواری ش مدهی